راشن « 1 »
طبع او گرم و خشك است . بلغم ببرد و معده قوى كند و طعام بگوارد و بادها را نيك بود .
و اگر راشن زير زنى كنند بچهء مرده بيفگند .
و هركه بسيار خورد خوابها آشفته بيند و شهوت ببرد .
و خاصيت خوردن او آن است كه معده را از باد پاك كند ( و بلغم ببرد .
و اگر بجوشانند و آب او با انگبين معجون كرده بخورند هر روزى يك مثقال ريگ از مثانه پاك كند ) .
زنى را كه او حيض بسته بود آب آن و روغن گردكان بخورد حيض بگشايد .
نانخواه
گرم و خشك است . چون با شكر كوفته خورند معده قوى كند و طعام بگوارد و بادها بشكند و كرم اندر شكم بكشد و بلغم ببرد و بوى دهان خوش كند و آب رفتن از دهان باز گيرد و سدّهها بگشايد و گرده قوى كند و ريگ از مثانه پاك كند و باد خام ببرد و درد معده « 2 » بنشاند و بادها ( ى ) مخالف نيز ، شهوت بيفزايد و جگر قوى كند و طعام آرزو كند .
و كسى را كه به شب آب تاختن بسيار كند « 3 » سود دارد .
تخم : و اگر يك ستير « 4 » تخم نانخواه و يك ستير « 5 » تخم گزر و يك ستير « 6 » تخم شبت و يك ستير « 7 » تخم كرفس و يك درهم عاقر قرحا و يك درم قرنفل و يك درم عود خام همه بكوبند و ببيزند و معجون كنند با سه چندان فانيذ و هر روز سه درم « 8 » بخورند / 164 / معده قوى كند و بادها بشكند و كرم در شكم بكشد و بلغم ببرد و بوى دهان خوش كند و آب رفتن از دهان باز دارد .
بقراط گويد عجب آن كس باشد كه اندر سالى يك هفته هر روز ( ى ) سه درمسنگ بخورد ازين معجون ، و او را در آن سال هيچ طبيب « 9 » حاجت باشد و بيمارى بر وى نيرو
هامش
( 1 ) . م : راسن ، پ 161 : اين قسمت را ندارد ، راسن هم درست است .
( 2 ) . پ 161 : مقعد .
( 3 ) . پ : 161 : بود .
( 4 ) . پ 161 : استير .
( 5 ) . همان .
( 6 ) . همان .
( 7 ) . همان .
( 8 ) . پ 161 : درمسنگ .
( 9 ) . پ 161 : پزشگ .