تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرخ نامه ( دائرة المعارف علوم و فنون و عقايد ) ( فارسى ) — صفحة 138

مساهمون:

ص١٣٨
بلى چون به شب « 1 » ازو بخورند آب پشت ببندد و چشم تاريك شود . امّا معده قوى كند و تب گرم ببرد و تشنگى بنشاند و جگر قوى كند . و اگر از قضيب خون آيد سه روز با سركه بخورند خون باز ايستد . « 2 » و خوردن آن خون صافى كند . ( برگ ) : و اگر برگ آن در نبيذ خوردن بخورند زود مستى آرد . و اگر موى خوك در برگ او ( نوردند و زير كسى نهند دير بيدار شود . ) [ تخم ] : و تخم او با گلاب بياميزند و بر بينى اندايند خون باز ايستد . و اگر در زير زمين كنند يك روز ، ديگر روز همه كرم باشد ، و برگ او همچنين . ( آب ) : اگر آب او با كافور در بينى افگنند درد سر ببرد ، و اللّه اعلم .

سداب

طبع سداب گرم و خشك است ، طعام بگوارد و بادها بشكند . بلغم ببرد . لكن آب پشت بخوشاند « 3 » ، و هركه ( بسيار ) خورد خون سوخته انگيزد و شهوت ببرد . ( برگ ) : اگر برگ او به كار دارد همچنين قضيب سست كند . اگر كسى مار گزيده بود برگ سداب و برگ انجير و مغز گردكان كهنه هر سه به هم بكوبند و بخورند زهر برو كار نكند ، و به جاى ترياق باشد . و اگر كسى را در معده ريگ « 4 » بود يك شاخ سداب بخايد درد بنشاند . / 158 / اگر برگ سداب در روغن تازه بجوشانند و اندر خود مالد جمنده در جامه نيفتد . و اگر شاخ سداب بر مصروع آويزند بهتر شود . و اگر سداب پس از سير بخورند بوى سير نبود . « 5 » ( تخم ) : و اگر تخم او بخورند سستى « 6 » ببرد و لقوه و بادهاى سخت بنشاند . و اگر تخم سداب با روغن زيت بريان كنند ( و با انگنبين معجون كنند ) و هر روزى از آن يك مثقال بخورند سستى و لقوه و بادها ( ى ) زشت ببرد « 7 » و پيوسته به كار دارند .
هامش
( 1 ) . پ 161 : بسيار . ( 2 ) . پ 161 : گيرد . ( 3 ) . پ 161 : بجوشاند . ( 4 ) . 161 ، م : درد معده . ( 5 ) . پ 161 : ببرد . ( 6 ) . م ، پ 161 : مستى . ( 7 ) . پ 161 : بنشاند .