فصل پنجم از مقالت سوم در بقول ، در نوزده نام
باذروج ، گندنا ، كهكز « 1 » ، كاهو ، سداب ، كاسنى « 2 » ، كرفس ، فرفخ « 3 » ، گشنيز ، سيسنبر ، نعنا ، اسفاناخ ، راشن « 4 » ، نانخواه ، ( سپندان ، سماروغ ) ، ترخون « 5 » ، ريواس « 6 » ، سعتر
باذروج
اگر كسى باذروج خورد به هر برگى كرمى در شكم وى افتد .
و اگر يك برگ بخايند و در ميان ( نان ) گرم نهند به مدّتى نزديك آن كرمى گردد .
اگر آب آن با سرگين كبوتر در گرمابه به خود در مالند گر ببرد .
( آب ) : اگر آب آن با خون اسپ بر پهلوى چپ طلا كنند باد سپرز ببرد .
و اگر آب آن با زهرهء خرگوش در گوش كنند پليدى از گوش باز دارد .
و اگر يك ستير آب او جوشيده با آب اسپست زنى را دهند حيضش باز ايستد .
و اگر ( آب ) آن با كافور در بينى افگنند خون باز دارد .
گندنا
هركه گندنا خام بسيار خورد بوى دهنش ناخوش بود ، و دندان معيوب كند . / 156 / ليكن
هامش
( 1 ) . پ 161 : كيكيز ، م : كيكز .
( 2 ) . پ 161 : كاشنى .
( 3 ) . ك فوج .
( 4 ) . م ، پ 161 : راسن .
( 5 ) . پ 161 : طرخون .
( 6 ) . 161 ، م : ريباض .