فصل چهارم از مقالت سوم پاليزه « 1 » يازده نام
خربزه ، كدو ، بادمجان ، ترب ، پياز ، سير ، چغندر ، گزر ، كرنب ، شلغم ، عنصل
خربزه
خربزهء تابستانى گرم و ترست . همه كسى را موافق باشد و با همه طبعها بسازد . هيچ علّت نه انگيزد ، الّا كه چون به افراط خورند صفرا انگيزد . و از پى آن آبكامه و مغز بان « 2 » بايد خورد . و اگر زنجبيل پرورده خورد سود كند .
و هرچه شيرينتر باشد طبع او گرمتر و هرچه پختهتر گوارندهتر .
و خربزهء هندو سرد و ترست . دل و جگر ( را ) و گرمى مغز ( را ) نيك است ، و زكام و نزله را نيك است و تشنگى بنشاند ، طبع مجيب كند ، و تنها را نيك بود ، و چون ( از ) پى طعام خورند معده بپالايد .
( پوست ) : پوست خربزه اندر تنور افگنند نان ( چون ) فطير شود ، و اگر همان در ديگ افگنند زود بپزد .
( و اگر تخم او بكوبد و آب تر كنند و به تنور بمالند هرگز بدان تنور نان نتوان پخت . )
هامش
( 1 ) . ك : بقولات .
( 2 ) . پ 161 : بادام .