تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرخ نامه ( دائرة المعارف علوم و فنون و عقايد ) ( فارسى ) — صفحة 127

مساهمون:

ص١٢٧

مرزنجوش « 1 »

( و اگر ) مرزنجوش خشك و كبريت زرد و روغن بگيرند و به هم بياميزند و آب بر آن زنند بيفروزد و از آن آتشى بزرگ برخيزد . و اگر مرزنگوش زير بالين مست در نهند از خواب دير بيدار شود . « 2 » و اگر مرزنگوش در بينى خداوند ( فالج ريزند ) سود دارد . و طبع مرزنگوش گرم و خشك است . بلغم ببرد و فالج و لقوه و رعشه و صرع و هر علّتى كه از رطوبت خيزد ( بوى آن و ) روغن « 3 » و آبش سود دارد .

بنفشه

اگر بنفشه به كبريت دود كنند ( سفيد گردد . و دود آهك همين فعل كند ) . و طبع او سرد و تر است . خواب آرد و درد سر بنشاند و طبع نرم كند و اسهال ( صفرا كند چون بخورند . ) [
a
341 ] و اگر طلا كنند آماسها و دردها را سود دارد . بوئيدنش « 4 » گرمى و خشكى مغز بنشاند و خواب آرد ، و دل را نشاط دهد ، و [ در ] تب گرم « 5 » سود دارد .

آذرگون « 6 »

اگر كسى آذرگون بويد هرچه از فضول « 7 » اندر دماغ اوست بيرون آيد . / 146 / و اندر نبيذ خوردن چون انبويد مستى باز دارد . و گل او چون خورند خون صافى كند . و اگر به برگ او سر بشويند سبوس « 8 » ببرد .
هامش
( 1 ) . م : مرزنگوش . ( 2 ) . اين سطر در پ 161 نيست . ( 3 ) . پ 161 : روغنش . ( 4 ) . پ 161 : بوييدن آن . ( 5 ) . م : طبع را . ( 6 ) . پ 161 : آذرخون ( به خاء ) ، م : آذرجون . ( 7 ) . پ 161 : فضلول . ( 8 ) . پ 161 : سبوسه ؛ م : شبوسه .
فرخ نامه ( دائرة المعارف علوم و فنون و عقايد ) ( فارسى ) — صفحة 127 | ايرج افشار / مطهر بن محمد جمالى يزدى