بايد كرد و دانه بيرون كند و خرما [ ى ] نيك اندر ميان آن بايد نهاد و باز هم نهادن و گياهى سخت برو پيچيدن . پس آب قدرى اندر ديگى / 119 / بايد كرد و چوبى [
a
336 ] اندر ديگ بايد نهاد چنانك چون خيار بدان چوب نهى آب به خيار نرسد و سر ديگ سخت ببايد كرد و آتش كردن تا خيار بپزد . پس بيرون آرند و خرما بيرون كنند رطب گشته باشد ، چنانك حالى از بر « 1 » ببرند .
طبع خرما گرم و نرم است . هركه بسيار خورد قوّت بيفزايد ، لكن خون بسيار انگيزد و سدّهء جگر و درد سر آورد و دندان زيان دارد .
( خارك ) : و اگر آب خارك گيسوان بگيرند و با كافور بسايند و در بينى كسى كنند كه خون آيد باز دارد .
و اگر به آب خارك سبز كتابت كنند سبز پيدا آيد ، و چون خرما زرد باشد زرد نمايد ، و چون سرخ باشد سرخ .
رز « 2 »
رز را شغيوثا « 3 » گويد انگور هرچند شيرينتر طبع او گرم و تر بود .
و در انگور لختى بادانگيزى هست .
و از انگورها طايفى گرانتر است .
و بادانگيزى آن از پوست است . چون بيندازند پوست را باد نه انگيزد . و هركه انگور طايفى بسيار خورد باد ناسور انگيزد .
و هركه خواهد كه انگور او را زيان ندارد دانه و پوست ببايد انداخت ، از آنك دانهء او سرد و خشك است و پوستش باد اندر معده افگند . چون بىهردو خورد منفعت كند و قوّت افزايد و رنگ روى نيكو كند و هيچ زيان ندارد .
و اندر رنگ گردانيدن آن چارهاى هست . / 120 /
شيغوثا گويد انگور سپيد را ببايد افشرد و شيرهء او به آرد جو ببايد آميخت و در بن ( انگور سياه ) انبار بايد كرد . در آن وقت رز آب به خود كشد ، ديگر سال سپيد گردد .
هامش
( 1 ) . م : درخت ، پ 161 : ازو .
( 2 ) . م ، و پ 1568 : شيعوثا ، پ 161 : شيعوثا .
( 3 ) . پاريس 1568 : شيخ ابو على رحمة اللّه .