و گرم و ترست طبع آن . شهوت افزايد . و بچهء او از وى بهتر باشد .
شكنبه : اگر شكنبهء او بريان كنند و با روغن گاو و سركه كسى بخورد كه زهرهء / 100 / لقلق خورده باشد سود كند ، و مار گزيده را هم سود كند .
خايه : خايهء او چهل روز به زير سرگين اسپ در كنند و بعد از آن بيرون آرند به موى سپيد اندر مالند ، سياه شود ، و اللّه علم .
عندليب
عندليب در وقت بهار آواز بسيار كند و با گل عظيم مؤانست دارد و شب و روز آوازى خوش دهد ، و چون گل نماند آواز كمتر دهد .
و درو خاصيت است :
عندليب بريان كرده هركه بخورد تشنگى بنشاند ، و جماع را قوّت دهد و شهوت افزايد .
گوشت : اگر گوشت او خرد كرده بسايند و با روغن بلسان بياميزند و زن برگيرد كودك بيفگند ، از گفتار هرمزد . « 1 »
و اگر كسى « 2 » گوشت او خورد بسيارگوى و سليطه بود .
خون : اگر خون او به خورد كسى دهند حافظ و زيرك شود .
و اگر به سايه خشك كنند و گلاب دركنند و در بينى كسى كنند كه خون از بينى او ( رود ) باز دارد .
استخوان : ( اگر ) استخوان پاى او كسى بردارد و مرسله كند و در سر كودكى افگند آن كودك از چشمزدگى « 3 » ايمن باشد .
گنجشك
گنجشك را با مردم انسى عظيم باشد ، و در خانه كه مردم در آن جاى نباشند كم وطن گيرد ، و عمرى دراز [
b
332 ] بماند ، و مار دشمن او باشد . / 101 /
هامش
( 1 ) . م : هرمس .
( 2 ) . م : زن .
( 3 ) . م : زخم چشم .