سرگين او به ناشتا به آب دهن به آزخ كشند پاك كند .
گوشت : گوشت او گرم بود و هركه بسيار خورد آب پشت بيفزايد و ذكر قوى كند .
اگر در آب انار و آب غوره بجوشاند چون محرور از آن بخورد زيان نكند .
استخوان : استخوان او با خود دارد چشم بد بگرداند .
شقراق
كاسكينه به تازى او را شقراق گويند و دشمن مگس انگبين است .
و درو خاصيت است :
گوشت : گوشت او خوردن ، قوّت افزايد .
و اگر خشك كنند و بسايند و به آب گل « 1 » اندر كنند و كودكى را دهند كه سخن شكسته گويد زبان او راست شود .
زهره : اگر زهرهء او با نوشادر بر سر كنند موى سياه شود .
طوطى
اين مرغ در هندوستان بسيار باشد ، و از آن جايگه آورند ، و در سخن آموختن او چيزى « 2 » لطيف است . آينهء روشن بربايد گرفت و آن كس كه سخن / 103 / آموزد روى خود در پس آينه پنهان كند و آينه برابر طوطى دارد ، و از پس آينه با وى سخن گويد و طوطى در آينه نگرد صورت خود بيند ، پندارد كه طوطى است كه سخن [
a
333 ] مىگويد و آن سخنها بياموزد .
و درو خاصيت است :
پر : اگر پر او در برج كبوتر افگنند كبوتر از آنجا بگريزد .
سرگين : سرگين او بر جراحتى نهند سود دارد .
عوهق
اين عوهق جنسى است از خطّاف ( و او را خطّاف ) تركى گويند ، و آشيانهء خود را بن فراخ
هامش
( 1 ) . م : گلاب .
( 2 ) . م : چاره .