عز و جل بخواهند روا شود .
و اگر بخواهند كه او را بگيرند بر درخت روند و هر جايى كه اين مرغ باشد مرغان بسيار بر وى گرد آيند .
و گونهء او بر گونهء باشق باشد ، و همه چيز او بر مثال باشق است . الّا كه او را دهن فراخ است .
( و اندرو خاصيت است : )
استخوان : استخوان او بگيرند و اند [ ر ] ران و بر بازو بندند و در دل همه كس شيرين باشد .
و اگر به نام كسى بسوزانند آن كس مطيع او شود .
گوشت : گوشت او خشك كرده به خورد كسى دهند آن كس مطيع شود .
خون : خون او با شكر سپيد دشمنى را دهند تا بخورد زشت گردد .
و اگر خون برآرد نخد « 1 » كنند و به كسى دهند يك درمسنگ تا بخورد گميز بسته بگشايد .
مغز : مغز او با غاليه آميخته به دماغ كسى رسانند ، محب او شود .
و اگر بگدازند و روغن آن به نيت كسى بر روى مالند ، آن كس چون او را / 96 / بيند حالى مطيع او شود .
زهره : زهرهء او در چشم كشند سپيده ببرد .
چشم : اگر چشم راست او بگيرند و به روغن و شيره بجوشانند و در ظرفى مسين كنند هر كه از آن در چشم كشد شب پيش چشمش چون روز روشن باشد ، و اللّه اعلم . [
b
331 ]
غوّاص
مرغى باشد كه گردنى و منقار دراز باشد « 2 » ، و از جمله مرغان آبى است ، و او را ماهى خوار گويند .
و صيد او عجب باشد . از آن كه هوا گيرد و خويشتن را در آب زند و ماهى بربايد .
و اندرو خاصيتهاست :
هامش
( 1 ) . كذا در اصل ( نخود ) .
( 2 ) . م : دارد .