آدمى ماند . و وطن او در گرمسير بود .
( و اندرو خاصيتهاست : )
گوشت : گوشت او بخورند باد لقوه ببرد .
و اگر به روغن گردكان بريان كنند و بخورند باد فتق را و درد زهار را سود دارد .
پيه : پيه او با روغن گل يا روغن كوفى بياميزند و شب بينى را بدان چرب كنند خشكى مغز ببرد و پاك كند . و اللّه اعلم .
تذرو
( عجيبتر از همه است ) كه چون تگرگ خواهد آمد پيش از آن تذرو به بانگ آيد ، و چون زلزله خواهد بود همچنين كند .
( و چون باد شمال آيد فربه شوند و حالشان نيك باشد .
و اندرو خاصيت است :
اگر تذرو در آتش بريان كنند ) و نان بدان روغن بيالايند و بخورند مجامعت را قوّت دهد . و اندامها را گرم كند ( و گونهء روى نيكو كند .
[ گوشت ] : و گوشت او بهترين همهء گوشتهاست ) . . . « 1 » عجب دارند .
پيه : اگر پيه او بگدازند و به گوش اندر چكانند درد گوش ببرد .
و اگر پيش از درد در چكاند هرگز [ درد در ] گوش نباشد .
پر : اگر پرّ او بسوزانند و خاكسترش به گلاب تر كنند و بر سر نهند درد شقيقه ببرد ، و اللّه اعلم .
باشق [
a
331 ]
مثال باز صيد كند ، ليكن صيد مرعان كند ، و نيز بيش از اندازهء قوّت خويش / 94 / دارد . تا غايتى كه به حكايت گويند كه در كوهى عقابى آشيانه داشت و باشق به نزديك آشيانهء عقاب آشيان ساخته بود . يك روز اتفاق چنان افتاد كه عقاب آهنگ هلاك باشق كرد . بر
هامش
( 1 ) . در نسخهء ك اين قسمت به علت پارگى ورق محو شده است . آن مقدار كه در « م » بود نقل شد و به اندازهء يكى دو كلمه باز ناقص مانده .