بيمار رخ مىدهد از نوشيدن آب سرد بىموقع و مانند آن .
254 - هرگاه بشنوى كه مىگويند « فصلهاى طبيعى » بدانكه آنها سهاند : 1 - جنسى كه جامع نر و ماده است 2 - مزاج طبيعى 3 - نمود بدن .
256 - هرگاه دو مزاج خارج از طبع را در نظر بگيريم كه يكى ميل بسوى حرارت و ديگرى ميل بسوى برودت داشته و ميزان خروج از اعتدال در هر دو برابر باشد ، نبض آنكه خارج از اعتدال بسوى حرارت شده قوىتر از نبض كسى است كه بسوى برودت خارج از اعتدال شده است .
257 - زنان حامله نيازمند هوا هستند براى ترويح حرارت قلب خود و جنينشان ، ازاينروى نبض آنان بزرگتر و تندتر و پىدرپىتر است از آنچه كه قبلا بوده است .
258 - هرگاه بخواهى تقسيم كلّى از بيماريهاى سر بكنى بايد بگويى بيماريهايى كه عارض بر دماغ ( - مغز ) مىشود يا بر نفس جوهر آن عارض مىگردد و يا در عروق آن و يا در بطون آن و يا در مجارى كه در آن روح از دماغ به عصب جريان دارد .
258 - من مىگويم بيماريهاى عارض بر نفس جوهر دماغ مانند ورمهايى كه در آن پيدا مىشود ، و بيماريهايى كه بر عروق آن حادث مىگردد مانند وسواس سوداوى ، و بيماريهايى كه در بطون آن پيدا مىشود مانند سدّه ، و بيماريهايى كه در مجارى كه روح از دماغ به عصب جريان دارد حادث مىشود مانند فالج و تشنّج .
259 - عرض عامى كه جالينوس در مورد تبها به كار مىبرد اينست كه آخر انقباض و اول انبساط يا آخر انقباض و اول انبساط سريعتر باشد از ساير اجزاء نبض ، زيرا طبيعت به سوى انبساط مبادرت مىنمايد تا هواى سردى را جلب كند كه با آن حرارت قلب بسردى گرايد .
261 - كلمهء « طبيعت » در سخن بقراط به چهار معنى آمده است : 1 -
بستان الأطباء وروضة الألباء ( فارسى ) — صفحة 62
مساهمون: اسعد بن الياس ابن مطران
ص٦٢