پايين مىآيد و حتى ديگرها پايين نمىآيند .
132 - ابن جزّار در « مدخل » خود گفته است كه آموختن دانش پزشكى براى كسى كه به حدّ كمال نمىرسد مگر اينكه سه چيز در او جمع شده باشد : استاد ماهر و حرص وافر و هوش سرشار .
133 - كسى كه كتابى را خلاصه مىكند بايد انجام سه امر را عهدهدار شود : آنچه را كه در صدد توصيف آن است توصيف كامل كند . معانى آن را كاملا تمام و استيفا كند . در الفاظ ايجاز را رعايت كند و ايجاز او ايجاز جمع باشد نه ايجاز حذف .
133 - « موسرج » اسمى است فارسى و صحيح آن « مورسرك » است يعنى سر كوچك مورچه .
133 - هرگاه نوع بيمارى براى تو مشتبه شد همه اعضايى را كه ممكن است بيمارى در آن يا بسبب آن حادث شده باشد بررسى كن و بر يكيك از آن اعضا بنگر و ببين چيزى را مىيابى كه دلالت بر بيمارى آن عضو كند و يا آنكه درستى هر يكيك از اعضا را مورد بررسى قرار بده و هركدام را كه درست نديدى درباره آن به بررسى بپرداز .
138 - رازى در كتاب « اختصار مواضع دردناك » گفته است هرگاه بول در مثانه جمع شد حبس شدن آن يا از جهت اينست كه مثانه بر انضمام و قبض و دفع بول توانا نيست ، و يا اينكه سدّهاى در گردنهء مثانه است ، و يا آنكه گردنه مثانه با مجراى احليل بسته شده است .
140 - هرگاه در بيمارى خلط بلغمى نارسيده و خلط صفراوى حاد و بد وضعى پيدا شد آن كشنده بيمار است .
140 - اسحق بن عمران در كتاب « ماليخوليا » مىگويد كه مردى را در قيروان ديدم كه عقيده داشت كه سر ندارد و ما از ارزيز سپيد براى او كلاهى ساختيم و بجاى خود بر سر او نهاديم و در آن هنگام او يقين كرد كه او سر دارد .
بستان الأطباء وروضة الألباء ( فارسى ) — صفحة 44
مساهمون: اسعد بن الياس ابن مطران
ص٤٤