است خارج از طبع كه به بدن زيان مىرساند و اين زيان در پايهء نخستين قرار دارد .
154 - ابن اشعث در كتاب « بهق و برص » خود گفته است كه عرض اعلى كه بمنزله جنس است داراى پنج نوع است : 1 - سبب 2 - عرضى كه بنام جنس خود است 3 - عرضى كه تابع مرض است 4 - زيان فعل 5 - حدث .
154 - من مىگويم كه جالينوس در كتاب « اسباب الاعراض » گفته است كه عرض هر چيزى است كه عارض بر بدن مىشود درحالىكه بيرون از طبع بدن است . بنابراين اين پنج نوع كه ياد شد اعراض خوانده مىشوند .
155 - من مىگويم كه تعريف « عرض » بنا بر راى بيشتر از متأخّران اينست كه آن حالتى است خارج از مجراى طبيعى كه بدنبال مرض مىآيد همچون سايه كه در دنبال جسم است .
155 - فرق ميان « حدث » و « عرض » اينست كه حدث حركتى دائم است كه استقرار و درنگ ندارد و آن طبيعى و غير طبيعى است و عرض هر چند كه متحّرك است مانند حركت سفيدى به سياهى ولى آن هم گاهى درنگ دارد همچون روشنى كه در آتش و سفيدى كه در برف درنگ دارد .
156 - جالينوس در كتاب « تشريح زندگان » گفته است كه « بسّد » در دريا رطوبتى و نمناك است ولى وقتى با هوا برخورد كند خشك و جامد مىشود .
156 - حنين گفته است كه اسم « قوّت » در زبان يونانى مشتق از « قدرت » است يعنى اقتدار بر فعل .
157 - « لفت » بكسر لام به معنى « سلجم » عربى درست است .
157 - كبودى پسنديده همان خشكى رطوبت جليديه و بسته شدن آن است .
157 - جالينوس گفته است پزشك توانايى بر درمان و بهبود بخشيدن بيمار
بستان الأطباء وروضة الألباء ( فارسى ) — صفحة 47
مساهمون: اسعد بن الياس ابن مطران
ص٤٧