بگيريد . ابن مطران گفت : خود اينها را بگير كه من از عمل خود فقط سود تو را در نظر داشتم خداوند اينها را براى تو مبارك گرداند . جوان داستان خود با عز الدين و پيشنهاد خدمت خود را به ابن مطران باز گفت و سپس برگشت و خدمت او نزد عز الدين استمرار يافت و اين احسان و نيكوئى در نتيجهء جوانمردى موفّق الدين بن مطران بود .
من ( - ابن ابى اصيبعه ) مىگويم : موفق الدين بن مطران همتّى عالى در بدست آوردن كتاب داشت چنان كه وقتى از دنيا رفت در كتابخانهاش ده هزار جلد كتاب در پزشكى و علوم ديگر وجود داشت غير از كتابهائى كه او با خط خود استنساخ كرده بود و نيز توجه و عنايتى فراوان به استنساخ و تحرير كتابها داشت . در خدمت او سه ناسخ بودند كه پيوسته براى او كتاب استنساخ مىكردند و از او جامگى و اجرا دريافت مىداشتند از جمله آنان جمال الدين معروف به ابن جماله بود كه خط او منسوب بود 16 .
ابن مطران با خط خود نيز كتابهاى فراوانى را نوشته كه من تعدادى از آنها را ديدهام و همه در نهايت حسن خط و درستى و اعراب هستند . او بسيار كتابخوان بود و در بيشتر اوقات خود از خواندن سستى نمىورزيد . بيشتر كتابهائى كه در اختيارش بود مورد تصحيح و تحرير قرار داده بود . و خط او بر آنها مشاهده مىشود . از توجه بسيار او به كتاب اينكه كتابهاى كوچك و مقالات متفرقه در پزشكى را جمع كرده و همه آنها را در يك جلد قرار داده و همه را نيز در يك جلد كوچكى كه قطع آن نيم ثمن بغدادى است با سطربندى آشكار منظم ساخته و خود نيز بسيارى از آنها را با خط خود استنساخ كرده بود ازاينروى نزد او از اين جزوههاى كوچك مجلات بسيارى فراهم آمده بود كه هميشه يكى از اين مجلات را در آستين داشت كه آن را در دربار سلطان و يا هر جائى كه مىرفت مطالعه مىكرد و پس از وفات او همهء كتابهاى او فروخته شد زيرا كه او فرزندى از خود به جاى نگذاشت .
بستان الأطباء وروضة الألباء ( فارسى ) — صفحة 15
مساهمون: اسعد بن الياس ابن مطران
ص١٥