تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بستان الأطباء وروضة الألباء ( فارسى ) — صفحة 9

مساهمون:

ص٩
او پزشكى را نزد مهذّب الدين بن نقاش 3 فرا گرفت . ابن مطران را چهره‌اى زيبا و خصوصيتهاى بسيار بود و لباسهاى فاخر و گران‌بها را بسيار دوست مىداشت . او با صناعت پزشكى شاه ناصر صلاح الدين يوسف بن ايوب 4 را خدمت كرد و در روزگار او بهره‌ها گرفت منزلت او نزد آن پادشاه رفيع و جاه و جلال او عظيم گرديد و در زير پوشش احسان او به امور مردم مىپرداخت و بدين وسيله مال فراوانى بدست آورد . صلاح الدين - خداى او را رحمت كناد - مردى كريم النفّس و نسبت به كسانى كه در خدمتش بودند بسيار بخشش بود چنان كه وقتى از دنيا رفت در خزانهء او مالى باز نمانده بود . او را نسبت به ابن مطران چنان حسن اعتقاد بود كه در سفر و حضر از او جدا نمىگشت و ازاين‌روى او را در احسان خود فرو برد و با عطاهاى خود او را توانگر گردانيد چنان كه غرور و تكبر حتّى بر پادشاهان بر او چيره گشت و صلاح الدين باوجود اين او را گرامى مىداشت زيرا مىدانست كه او مردى دانشمند است و ابن مطران در زمان صلاح الدين به ديانت اسلام مشرّف گشت 5 . برخى از كسانى كه ابن مطران را مىشناختند داستانهائى از كبر و ناز او در برابر صلاح الدين نقل مىكرده‌اند از جمله آنكه ابن مطران در يكى از جنگها همراه صلاح الدين بود و عادت صلاح الدين در جنگ‌ها اين بود كه خيمه‌اى سرخ براى خود برپا مىكرد كه دهليز و اطاق آن نيز برنگ سرخ بود . روزى از روزها كه صلاح الدين سواره گردش مىكرد چشمش به خيمه‌اى سرخ رنگ افتاد كه اطاق و مستراح آن نيز به رنگ سرخ بود اندكى با تامّل به آن نگريست و سپس پرسيد : آن خيمه از كيست ؟ . گفتند : از ابن مطران طبيب است . صلاح الدين گفت سوگند به خدا من دانستم كه اين از حماقت ابن مطران است و خنديد و سپس گفت بايد نگذاريم كه فرستادگان اطراف از اينجا بگذرند و گمان برند كه اين خيمه يكى از شاهان است و يا حد اقل جاى