ديابيطس 320
اين كلمه كه در كتابهاى پزشكى غربى به صورت
Diabetes
ديده مىشود به معنى بيمارى قند است . ابن هندو كلمهء « سلس البول » و « ديابيطس » را بدينگونه تعريف كرده است كه بول جارى شود و در مثانه قرار نيابد . مفتاح الطب ص 128 .
عبد اللطيف بغدادى رسالهاى تحت عنوان : « فى المرض المسمّى ديابيطا » نوشته كه متن آن با ترجمه آلمانى در سال 1971 م . در شهر بون از بلاد آلمان چاپ و منتشر شده است . او در اين رساله اقسام اين بيمارى و علامات هر قسم از آن و كيفيت درمان هريك را ياد كرده و نام تنى چند از پزشكان يونانى و اسلامى را كه در شناخت اين بيمارى صاحب نظر بودهاند آورده است .
الحوك 323
ابو حنيفه دينورى نيز مىگويد : الحوك هو البادروج . كتاب النبات ص 58 .
ابو ريحان مىگويد : با دروج به زبان رومى « اوقيمون » و به زبان سريانى « حوكا » و به زبان عربى « حوك » است . الصيدنه ص 87 . زمخشرى « حوك » را به « بادرو » تفسير كرده است . مقدمة الادب ص 19 . صاحب برهان گويد : گل بستانافروز باشد و به عربى آن را « ضومر » و « مفرح القلب المحزون » خوانند .
اسقلبيوس 334
فارابى در رسالهء « تفسير اسماء الحكماء » نيز « اسقلبيوس » را به « نافى اليبوسة » تفسير كرده است . رجوع شود به يادداشت ص 114 ذيل « ارسطوطاليس » .