تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأغراض الطبية والمباحث العلائية ( فارسى ) — صفحة 707

مساهمون:

ص٧٠٧
و به كار دارند .

صفت حقنهء تيز ، خداوند سرسام سرد را

بگيرند شحم حنظل چندانكه بر كف دست كنند ، بسفايج نيم‌كوفته دو بار چندان ، پوذنهء دشتى يك دسته ، افتيمون چندانكه بر كف دست كنند ، بپزند چنان كه رسم است و با روغن بابونه به كار دارند .

صفت حقنهء نرم ، ريش روده و اسهال صفراى را

آب برگ خرفه و آب لسان الحمل از هر يكى دو وقيه ، يك سپيدهء خايهء مرغ و يك زردهء پخته و بروغن گل حل كرده و يك درم قرطاس سوخته و نيم درم اقاقيا و چهار دانگ دم الاخوين و دو دانگ سپيدهء ارزيز و يك درم كهربا و يك درم بسّذ و نيم درم گل مختوم همه بياميزند چنان كه رسم است و به كار دارند .

صفت حقنهء قروح امعا را و اسهال خونى را

كشك جو ، كرنج شسته ، پيه گردهء بز از هر يكى پنج ستير ، همه بپزند و بپالايند . پس بگيرند سپيدهء ارزيز و بسباسه و اقاقيا و گلنار از هر يكى نيم درم ، زعفران ، شياف ابيض از هر يكى يك درم ، زردهء خايهء مرغ پخته و بروغن گل حل كرده يك عدد ، اندر پنجاه درم از آن مطبوخ بياميزند و نيم گرم به كار دارند .

صفت شيافى كه قولنج بگشايد

سكبينج ، مقل ، جاوشير ، اشق ، نمك هندى ، شحم حنظل ، بوره ، سقمونيا ، تربذ ، حب النيل راستار است ، صمغ‌ها به آب سذاب حل كنند و داروها بدان بسرشند و شياف كنند هريك دو مثقال .

صفت شيافى كه زحير كه درد بىقرار بنشاند

زعفران ، كندر ، حضض ، مر از هر يكى يك جزو ، افيون يك جزو همه بسايند و شيافها كنند چند دانهء غبيرا .

صفت شياف زحير

صمغ ، دم الاخوين ، زعفران ، كندر ، مر ، افيون ، ميعهء خشك راستار است ، شياف كنند .

صفت شياف ، درد پشت را كه از سردى بود

سكبينج ، جاوشير ، مقل ، اشق ، زنجبيل ، سورنجان ، ششقاقل ، شحم حنظل ، تخم كرفس ، تخم باذيان ، انيسون ، نمك هندى ، انزروت ، جندبيذستر ، زرنباد ، قسط ، سعد ، ماهىزهره ، برگ سذاب خشك راستار است . صمغ‌ها به آب سذاب حل كنند و داروها بدان بسرشند و شياف كنند .

صفت شيافى كه حيض بسته بگشايد

مُر ، پوذنهء كوهى از هر يكى چهار درم ، ميويز دانه بيرون‌كرده بيست درم ، همه بكوبند و بزهرهء گاو ، تر كنند و شياف كنند .

صفت شيافى كه حيض باز دارد

سرمه و گلنار و تنكار زرگران
الأغراض الطبية والمباحث العلائية ( فارسى ) — صفحة 707 | اسماعيل الجرجاني ( زين الدين )