تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأغراض الطبية والمباحث العلائية ( فارسى ) — صفحة 699

مساهمون:

ص٦٩٩

صفت روغنى كه موى را نگاه دارد و آنچه ريخته باشد برآرد

مازو ، هليلهء كابلى ، برگ مورد از هر يكى يك جزو ، اندر شراب ريحانى ، تر كنند يك شبانروز ، پس بپزند تا نيك پخته و نرم شود و بپالايند و نيم چندان روغن كنجد برافكنند و بر مقدار يك رطل روغن ، ده درم لاذن درافكنند و بجوشانند تا لاذن بگدازد و آب برود و روغن بماند ، هر شب بن موى را بدان چرب كنند و بامداد بطبيخ مورد بشويند .

صفت روغن آبى كه معده را قوت دهد و عرق آمدن باز دارد و اگر در كشكاب افكنند و بخورند معده را قوت دهد و اسهال باز دارد يا سوزش مثانه زايل كند

آب آبى فشارده دو جزو ، آب برگ مورد تر كوفته و فشارده يك جزو ، روغن گل يك جزو ، همه بياميزند و بجوشانند به آتش نرم تا آبها برود و روغن بماند ، اندر مفاصل و پشت مىمالند ، عرق باز دارد .

صفت روغن مازريون كه اندر استسقا سودمند باشد

برگ مازريون يك رطل ، اندر پنج رطل آب بپزند تا به مقدار يك رطل باز آيد و بپالايند و سه وقيه روغن بادام برافكنند و به آتش نرم بجوشانند تا آب برود و روغن بماند ، شربت يك درم با شير اشتر اعرابى .

باب هفدهم از كتاب پنجم اندر قرابادين اندر مرهمها

صفت مرهم كافورى كه طرقيدن لب و مقعده و سوختگى و سوزش باسور را سود دارد

مرداسنگ سپيد و سپيده ارزيز راستار است ، نرم سوده و بيخته نگاه دارند . و موم روغن كنند از موم سپيد و روغن گل و داروها بدان بسرشند و سپيدهء خايهء مرغ و اندكى كافور با آن در هاون افكنند و همه بمالند تا يكى شود و به كار دارند .

صفت مرهم دياخيلون كه همه آماسهاء سخت را نرم كند و ريشها را بپزاند و پاك كند

مرداسنگ زرد ده ستير سوده چون سرمه و روغن زيت نيم من ، هر دو اندر پاتيل كنند و بآهستگى مىجوشانند و مىجنبانند تا مرداسنگ اندر روغن گداخته شود ، و روغن سياه گردد ، پس نيم من لعاب تخم كتان و ده ستير لعاب اسپغول و ده ستير تخم خطمى با وى بياميزند