تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأغراض الطبية والمباحث العلائية ( فارسى ) — صفحة 697

مساهمون:

ص٦٩٧
راستار است .

صفت نطول صداع سرد و خشك

سر و پايچهء بره و بابونه و اكليل الملك و حلبه و شبت ، جمله بپزند و بدان آب سر بشويند و الله اعلم .

باب شانزدهم از كتاب پنجم از اغراض اندر قرابادين اندر روغنها

صفت روغن قُسط كه خداوند فالج و لقوه را سود دارد ، و معده و جگر سرد را موافق باشد و سياهى موى نگاه دارد

قسط ده درم ، پلپل سه درم ، عاقرقرحا چهار درم ، فرفيون سه درم ، جندبيذستر دو درم ، همه نيم‌كوفته اندر نيم من آب بپزند تا بنيمه باز آيد و بپالايند و روغن زيت نيم من با آن بياميزند و بپزند تا آب برود و روغن بماند ، و اندر نسخهء ديگر روغن سليخه آورده‌اند .

صفت روغن شونيز كه فالج و لقوه و تشنج را سود دارد

شونيز بيست درم ، مغز بادام تلخ سى درم ، هر دو بهم بكوبند و روغن بكشند و اندر مهرهاء گردن و پشت مىمالند .

صفت روغنى كه درد گوش را كه از گرمى بود زايل كند

روغن گل ده درم ، روغن بادام شيرين پنج درم ، خل الخمر سى درم ، بياميزند و بجوشانند تا سركه برود و روغن بماند و اندر چكانند .

صفت روغنى كه درد گوش سرد را سود دارد

صبر ، مر ، حضض ، مصطكى ، جندبيذستر ، زهرهء گاو از هر يكى يك درم ، كندر پنج درم ، روغن بادام تلخ بيست درم ، شراب كهن بيست درم ، داروها نيم‌كوفته با روغن بياميزند و بپزند تا شراب برود و روغن بماند .

صفت روغن مصطكى ، سستى معده را

روغن زيت پنجاه درم ، مصطكى پانزده درم نيم‌كوفته با روغن اندر شيشه كنند و اندر پاتيله سنگين بميان آب آويخته بجوشانند تا مصطكى بگدازد ، گرم مىكنند و بر معده مىنهند .

صفت روغن افسنتين كه معده را و همه اندامها را قوت دهد

روغن زيت يا روغن بادام تلخ يا روغن زردآلوء تلخ يا روغن گوز از هركدام كه حاضر بود نيم من ، افسنتين رومى دو ستير و نيم ، چهل روز اندر آفتاب نهند .

صفت روغن فرفيون همه دردها كه از سردى بود زايل كند و فالج را و استرخا را سود دارد

قسط ده درم ، جندبيذستر پنج درم ، پوذنهء كوهى