راستار است .
صفت نطول صداع سرد و خشك
سر و پايچهء بره و بابونه و اكليل الملك و حلبه و شبت ، جمله بپزند و بدان آب سر بشويند و الله اعلم .
باب شانزدهم از كتاب پنجم از اغراض اندر قرابادين اندر روغنها
صفت روغن قُسط كه خداوند فالج و لقوه را سود دارد ، و معده و جگر سرد را موافق باشد و سياهى موى نگاه دارد
قسط ده درم ، پلپل سه درم ، عاقرقرحا چهار درم ، فرفيون سه درم ، جندبيذستر دو درم ، همه نيمكوفته اندر نيم من آب بپزند تا بنيمه باز آيد و بپالايند و روغن زيت نيم من با آن بياميزند و بپزند تا آب برود و روغن بماند ، و اندر نسخهء ديگر روغن سليخه آوردهاند .
صفت روغن شونيز كه فالج و لقوه و تشنج را سود دارد
شونيز بيست درم ، مغز بادام تلخ سى درم ، هر دو بهم بكوبند و روغن بكشند و اندر مهرهاء گردن و پشت مىمالند .
صفت روغنى كه درد گوش را كه از گرمى بود زايل كند
روغن گل ده درم ، روغن بادام شيرين پنج درم ، خل الخمر سى درم ، بياميزند و بجوشانند تا سركه برود و روغن بماند و اندر چكانند .
صفت روغنى كه درد گوش سرد را سود دارد
صبر ، مر ، حضض ، مصطكى ، جندبيذستر ، زهرهء گاو از هر يكى يك درم ، كندر پنج درم ، روغن بادام تلخ بيست درم ، شراب كهن بيست درم ، داروها نيمكوفته با روغن بياميزند و بپزند تا شراب برود و روغن بماند .
صفت روغن مصطكى ، سستى معده را
روغن زيت پنجاه درم ، مصطكى پانزده درم نيمكوفته با روغن اندر شيشه كنند و اندر پاتيله سنگين بميان آب آويخته بجوشانند تا مصطكى بگدازد ، گرم مىكنند و بر معده مىنهند .
صفت روغن افسنتين كه معده را و همه اندامها را قوت دهد
روغن زيت يا روغن بادام تلخ يا روغن زردآلوء تلخ يا روغن گوز از هركدام كه حاضر بود نيم من ، افسنتين رومى دو ستير و نيم ، چهل روز اندر آفتاب نهند .
صفت روغن فرفيون همه دردها كه از سردى بود زايل كند و فالج را و استرخا را سود دارد
قسط ده درم ، جندبيذستر پنج درم ، پوذنهء كوهى