اندر استسقا سود دارد .
خداوند سپرز را ديدهاند كه هر روز بول خويش سه مشت بخورد ، عافيت يافت و ديگران آزمودهاند و منفعت يافته .
بول مردم با نطرون بر گزندگى سگ ديوانه كنند سود دارد .
و بر ريش انگشت پاى ، بول كنند و همچنان بگذارند ، درست شود .
بول خر ، گند بينى را زايل كند كه بينى بدان بشويند .
بَعْر سوسمار :
سرگين سوسمار ، سپيدهء چشم را سود دارد .
پنير :
معروف است پنير تر ، دير گوارد و فربه كند ، آنچه از شير ترش كنند زودتر گوارد .
و اگر با عسل خورند زود گوارد و قولنجى را زيان كمتر دارد .
پنير تر بر چشم دردمند نهند سود دارد .
پنير خشك ، بريان كنند ، اسهال باز دارد .
و در جمله پنير ، غليظ است و تشنگى آرد و اگر آن را با چيزى لطيف خورند اصلاح نپذيرد و مضرت او زيادت شود ، در وى هيچ خيرى نيست ، لكن اگر از پس طعام يك درمسنگ بخورند ماسكهء معده را يارى دهد .
حرف الجيم
جَمَل :
اشتر نر است كوهان اشتر ، آماسها را و عصبها را نرم كند .
از شير همه جانوران سدّه و وضح تولد كند و مكبود و مطحول را زيان دارد مگر شير اشتر كه از وى نه وضح تولد كند و نه مكبود و مطحول را زيان دارد ، لكن سود دارد و حيض بيارد و خداوند بواسير را سود دارد و خداوند ضيق النفس و خداوند استسقا را .
بول او سبوسه پاك كند .
جَرَاد :
ملخ بزرگ و گرد كه نتواند پريد ، دوازده عدد سرها و اطراف ايشان بفكنند و همچنان بخورند با اندكى برگ مورد خشك ، خداوند استسقا را سود دارد و بريان كرده بخورند ، تقطير البول را سود دارد .
جِلد :
پوست بز تازه ، بر گزندگى افعى نهند زهر بيرون كشد .
پوست گوسپند تازه ، بر كسى كه او را به چوب زده باشند بردوسند و بگذارند تا بر وى خشك شود ، درد و آماس زايل شود .
جُنْدِبيدستر :
خايه حيوانى است بپارسى خز گويند و تركان قندز گويند ، گرمست به آخر درجهء سوم و خشك بدرجهء دوم . بادها را بشكند ، اندر همه بيماريهاء سرد و تر نافعست .
غش او از جاوشير و سكبينج و جندبيذستر كنند .
حرف الدال
ديك و دَجاج
: خروس و ماكيانند ، شورباء خروس پير ، خداوند قولنج و رعشه و ضيق النفس را و اوجاع مفاصل را سود دارد .
خايه خروس قوت