تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأغراض الطبية والمباحث العلائية ( فارسى ) — صفحة 593

مساهمون:

ص٥٩٣
نيست كند ، بدين سبب گويند در وى قوتى است ، سردكننده است از بهر آنكه مادت حرارت ، رطوبت معتدل است و چون رطوبت نيست گردد ، سردى پديد آيد به عرض . او را بخايند ، دميدگى دهان باز دارد .

طَلخشقوق ،

هندباء دشتى است ، ياد كرده شده است .

حرف الكاف

كَرنب ،

گرم است بدرجهء اول و خشك بدرجهء دوم . و قنّبيط ، غليظ است خون را غليظ كند ، بدين سبب خداوند رعشه را موافق بود . و در كرنب قوت پزانيدن است و نرم كردن و اگر او را بپزند و آب از وى بريزند خشك‌كننده است ، خاصه طبيخ او و تخم او زايل كردن خمارست و دير مست كردن و چشم را خيره كردن و خواب آشفته ديدن است .

كُرّاث ،

گندنا است انواع است ، شامى و نبطى و دشتى . اما نبطى گرمست اندر درجهء سوم ، خشك اندر درجهء دوم . صداع آرد و دندان را زيان دارد و گوشت بن دندان را تباه كند و خوابها شوريده نمايد و چشم را خيره كند . اندر كشكاب بپزند ، خداوند تنگى نفس را كه از رطوبت غليظ باشد ، سود دارد ، و خداوند بواسير را سود دارد . و باه را قوت دهد و آروغ ترش را باز دارد ، و ادرار بول و طمث آرد . و خداوند ريش گرده و مثانه و روده را زيان دارد .

كُزبُرَه ،

گشنيز بود ، قوتهاء او مختلف است ، در جمله سرد است بدرجهء اول و خشك بدرجهء دوم . خواجه بو على سينا مىگويد ، نزديك من خشك او ميل بگرمى دارد . بخار از سر باز دارد و ضربان چشم را زايل كند و خون از بينى باز دارد و شكم باز گيرد . و گفته‌اند اندر دوغ ترش بپزد ، قوت باه را ضعيف كند ، خداوند معده گرم را سود دارد .

كُمثرى ،

يعنى امرود اندر همه انواع امرود ، قبضى هست . امرود صينى صفرا و تشنگى بنشاند و خداوند معده گرم را سود دارد .

كاكَنج ،

سرد و خشك است بدرجهء دوم ، قروح آلات بول را سود دارد و تشنگى و حرارت سينه را ساكن كند .

كَبَر ،

گرم و خشكست بدرجهء دوم ، محلل و سدّه گشاينده است و زداينده . نافع‌تر چيزى سپرز را كبر است و سركهء او .

كَماه ،

غذا غليظ دهد ، از وى بيم سكته و قولنج و فالج و عسر البول باشد ، اصلاح او آنست كه به گوشت فربه بپزند و توابل و حلتيت درو كنند و بترين انواع آن فطرست بخراسان سماروغ گويند .

كرفس ،

انواع است ،