تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأغراض الطبية والمباحث العلائية ( فارسى ) — صفحة 592

مساهمون:

ص٥٩٢
دهد . و مفرحست ، دم زدن آسان كند ، ماده را از چشم باز دارد و زداينده است ، ليكن بوى آن صداع آرد ، و اگر اندر شراب بدهند بخواباند و حواس را تيز كند و مست كند و رعونت آرد .

زبيب ،

اندر حرف عين ياد كرده شود .

حرف الحا

حِنطه ،

گندم ، گرمست بدرجهء اول و اندر خشكى و ترى معتدل است ، و بسبب گرمى ميل به خشكى دارد . و گندم جوشانيده دير گوارد و از وى كرمان تولد كند . و نشاسته سرد و تر و لزج باشد .

حِمَّص ،

نخود سپيد بوستانى گرم و خشك است بدرجهء اول و نخود سياه قوىتر است و بدارو ماند ، و اوليتر آن باشد كه طبيخ او خورند با روغنها كه حاضر باشد و يا سعتر و آبكامه . و آن را با شبت پزند و با زيره و جرم نخود نخورند الّا با زيره و سعتر و نمك . آواز ، صافى كند و شش را بهترين غذاست و حسو كه از آرد او سازند ، سخت نافع بود و طبيخ او خداوند استسقا و يرقان را و درد پشت را سود دارد . و خام او تر كرده بخورند نعوظ زيادت كند .

حَرشَف ،

كنگر ، اندر گرمى معتدل است و تر است بدرجهء دوم ، ادرار بول كند و عرق را خوش‌بوى كند و طبع را نرم دارد .

حُلبه ،

گرم است و خشك بدرجهء اول و از رطوبتى فزونى خالى نيست ، آواز صافى كند و سينه را نرم كند و سعال و ضيق النفس زائل كند ، خاصه اگر او را با خرما بپزند و طبيخ او با انگبين بقوام آرند و هر بامداد به كار دارند ، اين منفعتها زيادت و تمامتر يافته شود . و طبيخ او آماس رحم را بپزد و خداوند زحير را سود دارد ، نشستن اندر وى . و او را در خرما و در آب بپزند و بدهند ، زادن آسان كند . و غثيان‌آرنده است با سركه و آبكامه مضرت او كمترست .

حُمّاض ،

انواع است ، دشتى و بوستانى هست ، و ترش و تفه است . در جمله سردست بدرجهء اول و خشك بدرجهء دوم . و در وى قبضى است و ترش قابض‌تر است . مضمضه كنند بعصارهء او درد دندان ببرد و اندر شراب ، پخته ، يرقان سياه زائل كند ، برگ او غثيان باز دارد و آرزوى گل خوردن باطل كند و صفرا بنشاند . و تخم او اسهال باز دارد و بيخ او اندر سركه ، سوده يا پخته ، قوبا و خارش را ببرد .

حرف الطا

طَرخون ،

ظاهر آنست كه گرم و خشك است بدرجهء دوم ، اگرچه در وى قوتى است بىخبركننده ، در جمله خشك است ، رطوبتها را
الأغراض الطبية والمباحث العلائية ( فارسى ) — صفحة 592 | اسماعيل الجرجاني ( زين الدين )