تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأغراض الطبية والمباحث العلائية ( فارسى ) — صفحة 590

مساهمون:

ص٥٩٠
است از درخت خرما بيرون كنند ، سردست بدرجهء دوم ، خشك است بدرجهء اول ، در وى قبضى است ، نزف خون و اسهال باز دارد ، و درشتى حلق را سود دارد .

جَزَر

يعنى گزر گرم است بدرجهء دوم و تر بدرجهء اول ، ادراركننده است و تخم وى قوىترست ، و باه را قوت دهد ، خاصه كزر دشتى .

جِرجير ،

يعنى كزكز معروفست ، گرم است بدرجه دوم و سوم ، خشك بدرجه اول ، و در وى رطوبتى فزونيست . صداع آرد ، ليكن سپرز را زيادت كند ، بر هضم يارى دهد ، و دشتى ، ادرار بول كند و باه را قوت دهد ، خاصه تخم او و آب او بانگبين ، طلا كنند ، كلف و نمش ببرد .

جاوَرْس ،

سه نوع است و قوت ايشان به كرنج نزديكست ، ليكن كرنج غذادهنده‌ترست و گاورس قابض‌تر ، سرد و خشك است بدرجهء دوم ، اصلاح او آنست كه بشير يا بسبوس آب بپزند و با شكر و روغن گاو خورند .

حرف الدال

دُهْن روغن بادام شيرين

، بول بگشايد و سوزش مثانه را سود دارد و سدّه بگشايد ، و ضربان گوش و طنين و صداع را سود دارد . و روغن بادام تلخ اندر بيماريهاء گوش نافع‌ترست و سدّه بگشايد و نافع است و درد كليه و مثانه و رحم را سود دارد .

و روغن گل ، و روغن آبى ، و روغن اطراف رز ،

هر سه اندر قبض و خشكى نزديكند ، اما روغن گل ، حرارت دماغ نشاننده‌ترست و قوت‌دهنده‌تر و اندر قوت فهم فزاينده‌تر .

و روغن شبت ،

همچون روغن بابونه است ليكن روغن شبت گرم‌ترست ، هر دو دردها بنشانند و ماندگى ببرند . و روغن شبت ، خداوند نافض سخت را سود دارد و بول را بگشايد .

و روغن سذاب ،

درد را بنشاند و بادها را تحليل كند . و روغن ترب و روغن بيدانجير به قوت نزديك‌اند به يكديگر ، تحليل‌كننده‌اند .

و روغن شيح و سوسن و حُلبه ،

درد عصبها را و درد رحم را سود دارد . روغن كتان ، طبع را نرم كند ، و روغن بنفشه سردكننده‌تر و نرم است .

روغن مورد ،

اندامها را قوت دهد ، خنك دارد و خنك‌تر از روغن آبى است . روغن قسط مضرت و با را باز دارد و قوت سياه ماندن موى نگاه دارد .

روغن زردآلو تلخ ،

همچون روغن بادام تلخ است ، خداوند فالج و لقوه را و معده را سود دارد ، و بر ناصور طلى كنند ، سود دارد .

دارچينى ،

گرمست بدرجهء سيم ،
الأغراض الطبية والمباحث العلائية ( فارسى ) — صفحة 590 | اسماعيل الجرجاني ( زين الدين )