بندگاه آنست كه مغاكى نامعهود اندر آن موضع پديد آيد و حركت آن بندگاه باطل شود .
باب چهارم از گفتار بيست و ششم از كتاب معالجات اندر داروها و طلاها و ضمادها كه در مجبّرى و ردّادى به كار دارند
هرگاه كه انواع كسر و خلع و وثى آفتى رسد ، در حال فصد بايد كرد ، اگر مانعى نباشد .
و اگر مانعى باشد بمحجمه خون را بديگر جانب كشند و طبع را بحقنهء نرم و آب ميوها و مانند آن نرم كنند ، و مثروديطوس دهند با ريوند چينى اندر جلّاب حل كنند .
و غذا نخست كشكاب فرمايند و اسفاناخ و ماش مقشّر بروغن بادام .
امّا اگر الم بمعده رسد ، شربت سكنگبين ساده دهند با كهربا و بسّد از هر يكى نيم دينار سنگ .
صفت طلا و ضمادى نافع : سيب پاككرده و بگلاب پخته پنجاه درم ، گل سرخ ده درم ، مصطكى و اقاقيا و برگ مورد و سنبل از هر يكى پنج درم ، گوز سرو و زعفران و صبر از هريكى يك درم ، به آب لسان الحمل بسرشند و بر معده نهند و ببندند .
و اگر الم بجگر رسد ، ريوند چينى ده درم ، روناس ده درم ، لك مغسول و طباشير از هريكى پنج درم ، بكوبند و ببيزند ، شربتى دو درم با سكنگبين .
صفت ضمادى كه جگر را نافع بود صندل سپيد و گل سرخ و بنفشه از هر يكى پنج درم ، آرد جو سه درم ، زعفران يك درم ، كافور نيم درم ، بگلاب و روغن گل بسرشند و بر جگر نهند .
امّا داروهاء شكستگى ازين نوع سازند :
بگيرند ، مغاث و ماش مقشّر از هريكى دو درم ، صبر و مرّ و خطمى سپيد و اقاقيا از هر يكى پنج درم ، گل ارمنى بيست درم ، همه كوفته و بيخته بسپيدهء خايهء مرغ بسرشند و به كار دارند .
و اگر به چيزى گرمتر حاجت آيد ، مرزنگوش و اكليل ملك و راسن و برگ سرو با آن يار كنند ، نافع بود .
صفت ضمادى نافع : ماش و زعفران و مرّ به شراب قابض سرشته ، دشبد صلب را نرم كند .
و خرما و دنبه و روغن شيره ، ضمادى نرمكننده است ، بندگاه صلب را نرم كند .
و اللّه اعلم بالصواب و إليه المرجع و المآب .
تمام شد كتابة كتاب بخش سيم اندر معالجات از كتاب الاغراض الطبّية و المباحث العلائيّة فى يوم الاحد بعون الواحد الأحد في سنة تسع و ثمانين و سبعمئه من هجرة نبوية حامدا الربة و مصليا على نبيه محمد و آله و عترته و أصحابه .