تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأغراض الطبية والمباحث العلائية ( فارسى ) — صفحة 586

مساهمون:

ص٥٨٦
نارسيده و آلو دشتى ، قبضى است و اصلاح او مرطوب را اندكى انگبين است ، اندر صمغ او تقطيع است و تغريه ، بينايى را قوت دهد ، و با سركه بر قوبا ، طلى كنند سود دارد خاصه تن بادناك را .

الاترُج

: پوست ترنج ، گرمست بدرجه اول و خشك بدرجه دوم ، و گوشت او گرم و ترست بدرجه اول ، گروهى گفته‌اند سرد و ترست بدرجه اول و سردى غالب است و حمّاض او سرد و خشك است بدرجه سوم و تخم او گرمست بدرجه اول ، خشك‌كننده است بدرجهء سوم . اما گوشت او نفّاخ است و دير گوارد و قولنج آرد ، اصلاح او آبكامه است ، لكن پرورده گوارنده است و حلق و شش را سود دارد . برگ و شكوفه آن و پوست او ابزار ديگ كنند و معده و همه احشا را قوت دهد . ترشى ترنج بر كلف و قوبا ، طلا كنند ببرد ، و به چشم اندر كشند ، يرقان را زايل كند و خفقان گرم را ساكن كند و معده گرم را دباغت كند و قى و صفرا و اسهال صفرايى باز دارد . از پوست او روغن سازند ، سستى عصبها را سود دارد ، و ترشى او عصب را و سينه را زيان دارد . تخم او بواسير را سود دارد و دو درم تخم او با شراب پازهر همهء زهرهاء جانوران است . و پوست او و عصارهء پوست او مضرت گزيدن افعى بازدارد و پوست او ضماد كنند ، سود دارد .

انْجُدان سياه

: دو نوع است ، سياه قوىتر از سپيد است ، گرم است و خشك بدرجه سوم ، و سركه او و سركهء اشترغاز ، نافع‌تر از هر دو است . و اندر انگدان نفخى است ليكن معده را گرم كند و شهوت طعام پديد آورد و دبيله و احشا را سود دارد و مثانه را زيان دارد ، و بوى تن و بوى براز ناخوش كند . بيخ انگدان پازهر همه زهرهاست .

حرف البا

باقلى تر

: نورسيده ، سرد و ترست و بسيار فضول و نفّاخ و ديرگوار ، و اگر به سركه پزند نفخ او كمتر شود و بسردى و خشكى ميل دارد ، اصلاح او آنست كه او را در آب كنند ، چند روز بدارند و با روغن و سعتر و نمك و زيره و نانخواه و انگدان و مانند آن خورند . و پوست باز كرده ، سينه را موافق‌تر و اگر با پوست به سركه بپزند قى باز دارد و اندر سركه و آب بپزند اسهال كهن باز دارد ، ليكن خوابهاء شوريده بسيار نمايد و خارش آرد و خداوند صرع را زيان دارد . پوست او برعانهء كودكان ضماد كنند برآمدن موى باز دارد ، و بر جايگاهى كه موى سترده باشند ، طلا كنند چند بار ، همين فعل كند . آرد او با پوست او به شراب مخبّص كنند و ضماد سازند ،
الأغراض الطبية والمباحث العلائية ( فارسى ) — صفحة 586 | اسماعيل الجرجاني ( زين الدين )