تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأغراض الطبية والمباحث العلائية ( فارسى ) — صفحة 565

مساهمون:

ص٥٦٥
و اگر جراحت بر جايگاهى است كه نتوان بست حوالى آن به گچ اندر گيرند تا گذرهاء خون را تنگ كنند . و دارو تيز برنهند و چنان كه ممكن بود ببندند . و الله اعلم .

باب چهارم از گفتار بيست و سيم از كتاب معالجات اندر بيرون آوردن خار و پيكان از جراحة و اندر جراحتهاء كوچك كه بتازى الودء و الخرق گويند

بيرون آوردن خار و پيكان و مانند آن ، بعضى بدارو بيرون آرند . اشق حل كرده بر سر جراحة نهند ، هرچه در جراحة مانده باشد بركشد ، و اگر اشق با انگبين بسرشند و برنهند قوىتر بود . و زراوند مدحرج با بيخ نى بكوبند و با عسل بسرشند و برنهند . و ضفدع مسلوخ ، چيزى را كه در استخوان ، سخت شده باشد ، برآرد و بدين خاصيت است كه دندان را بفكند . زراوند طويل و پياز نرگس و برگ انجير با پست جو كوفته و سرشته هم از داروهاء جاذبست . و سرطان نهرى سوده و انفحهاء جانوران و سر حيوانى كه او را العضايه گويند از ادويهء جاذبه است هم اندرين باب نافعست . امّا وخز ، جراحتى را گويند كه از خارى يا از آهنى باريك افتاده باشد چون سر سوزنى . و خرق بزرگتر بود ، پيش از آماس نشاندن بعلاجى ديگر حاجت نيايد ، لكن خرق باشد كه بزرگتر افتد و بعلاج حاجت آيد و علاج آن علاج جراحت باشد كه در باب گذشته ياد كرده آمده است .

باب پنجم از گفتار بيست و سيم از كتاب معالجات اندر علاج كسى كه او را به چوب زده باشند

نمك سودهء نرم بغايت با سفال نو كوفتهء بغايت نرم بيخته با خاكستر گلخن بر آن موضع كنند . و پوست گوسفندى كه آن ساعت از مسلوخ جدا كرده باشند بر آن موضع پوشند و بگذارند تا خشك شود و ديگرروز بردارند ، درد و آماس زايل شده باشد . و اگر مرداسنگ و اسفيداج بگيرند برابر و با موم و روغن گل بسرشند چنان كه رسم قيروطى است و طلا كنند ، روا بود . و اگر نخست رگ زنند و طبع نرم دارند به آب ميوها و خيارشنبر ، صواب بود . و زنجبيل و ريوند چينى برابر از هريكى دو درم يا يك مثقال بدهند با جلّاب ، نافع باشد .
الأغراض الطبية والمباحث العلائية ( فارسى ) — صفحة 565 | اسماعيل الجرجاني ( زين الدين )