تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأغراض الطبية والمباحث العلائية ( فارسى ) — صفحة 487

مساهمون:

ص٤٨٧
و با خون برگها بگذرد و باستسقا ادا كند . علاج آن ، اندر ابتداء علت هيچ داروى مدر نشايد داد تا مادّه را بموضع علّت نيارد و سبب زيادت علّت نگردد ، تا از آب نيز بازدارند تا بحاجت آب تاختن برنبايد خاست و يا بصحبت آب چيزى آنجا نفرستد . و آنجا كه ضرورت بود آب از سفال نو ، ترابيده دهند و آب سرد نفرمايند تا آماس صلب نكند و از پختن بازندارد . و داروى مسهل نيز هم نشايد ، بدين سبب كه اخلاط را از بالا فرود آرد . و تدبير صواب آنست كه قوام مادّه را معتدل گردانند ، پس حقنه كنند ، از بهر آنكه حقنه بموضع علّت رسد و از بالا چيزى فرونيارد . و حقنه نيز نرم بايد ، و خيارشنبر نافع‌ترين چيزى است اندر علاج گرده ، و ماء الجبن همچنين ، از بهر آنكه ماده را بجانب روده آرد و ثفل و رگها بشويد ، و اسهال هيچ دو بعنف نباشد . و ضمادها باوّل از بنفشه و آرد باقلى و خطمى و صندل و شياف ماميثا و تراشهء كدو تر و روغن گل و آب عنب الثعلب سازند ، و در ميانه بابونه و حلبه درافزايند و از پس‌تر ، آرد جو بكاهند و به آخر بابونه و خطمى و قيسوم اندر روغن زيتون بپزند و پشم‌پارهء بدان تر مىكنند و بر آن موضع مىنهند ، قانون علاج اينست . امّا اندر آماس خونى ، نخست باسليق بايد زد ، پس صافن ، و شراب عنّاب بايد داد با سكنگبين آميخته و اگر با كشكاب دهند يا به آب تخمها دهند روا بود . و مزوّرها از عدس و سماق . و اندر آماس صفرايى هم نخست باسليق زنند پس بمطبوخ هليله استفراغ كنند ، و اگر صفرا غالب‌تر بود شراب عنّاب و شراب بنفشه و سكنگبين ساده و لعاب سبغول و شكر و آب تخم خرفه مىدهند ، و بمطبوخ هليلهء زرد استفراغ كنند . و هرگاه كه معلوم گردد كه آماس طريق پختن گرفت ضماد پزاننده برنهند ، و چون معلوم شد كه پخته شد و اندر بول ريم پديد آيد ، بنادق البزور دهند تا مثانه را پاك كند .

صفت بنادق البزور ،

مغز تخم خربزه ده درم ، مغز تخم خيار پنج درم ، مغز تخم كدو و تخم خرفه و خطمى پاك‌كرده و مغز بادام تلخ و نشاسته و ربّ السّوس و تخم خشخاش و گل ارمنى و تخم كرفس و بزر البنج از هر يكى دو درم ، شربت سه درم با شراب بنفشه و از پس‌تر اندرين نسخه ، بادام تلخ و صمغ بادام و زعفران و مغز دانهء آبى و تخم باديان