و آب غوره و مغز تخم كدو و تخم خيار و تخم خشخاش و مغزهاء ديگر .
و لك مغسول كه بتخم باذيان و سماق ، خوش كرده باشند ، سود دارد .
و از اسفيدباها و آب تخمها و داروى مسهل بازدارند .
صفت ضمادى كه بر پشت نهند
گل سرخ و طباشير و برگ سماق و صندل سفيد و عصارهء لحية التيس و گل ارمنى و گل مختوم از هريكى ده درم ، كعك بغدادى سه درم ، قسط سه درم ، خرنوب و برگ مورد از هريكى دو درم ، پست جو سه درم ، به آب مورد تر و آب سيب ترش بسرشند و بر پشت نهند .
و لحية التيس و خرنوب نبطى و گوز سرو و انارپوست و گل سرخ در آب بپزند و در آن آب مىنشانند .
و آخر شير اشتر دهند با فلونياء پارسى و رومى و اقراص گلنار ، و از چيزهاء طلخ و تيز پرهيز كنند .
باب سيم از گفتار هفدهم از كتاب معالجات اندر بادها كه در حوالى گرده گردد
هرگاه كه اندر حوالى گرده بادى همىگردد ، اندر كمرگاه دردى باشد و برتر و فروتر مىآيد و گرانى نكند .
علاج آن ، از غذاها و ميوهاء بادناك پرهيز كنند و داروهاء محلل به كار دارند چون تخم باذيان و تخم سذاب و زيره .
و از بابونه و تخم سذاب و تخم باذيان و آنچه بدين ماند ضمادها سازند و روغن قسط مالند و اگر حقنهء محلل به كار دارند نافع بود و هو اعلم .
باب چهارم از گفتار هفدهم از كتاب معالجات اندر آماس گرده و علاج آن
آماس گرده يا خون يا حرارت بود يا صفرايى يا بلغمى يا سودايى يا بسبب علاج ناصواب صلب گردد .
و اسباب آماس گرم يا تولد سنگ باشد و حركت آن و جراحت شدن گرده از آن حركت ، يا زخمى و سقطهء و يا چيزى گران بر ميان بسته داشتن همچون هميانى و غير آن يا بازداشتن بول . و سبب آماس ، سوء المزاج سرد باشد و اندر بيشتر وقتها چنان باشد كه مادهء آماس گرم آنچه لطيف باشد تحليل پذيرد و آنچه غليظ باشد بماند و زود صلب گردد .
و هر ماده كه روزى چند اندر گرده بماند سنگ شود و بدين سبب است كه سنگ و ريگ اندر وى زود تولد كند .
و سوء المزاج گرده كه بافراط