و برمىنهند و قى فرمايند .
و اگر سبب ، غلبهء ترى بود قى فرمايند و اندر آب قابض نشانند و ضماد قابض برنهند . و اگر سبب ، داروى تيز بود ، در حال قى كنند و شير تازه مىخورند .
و اگر سبب ، سوء المزاج سرد و خشك باشد حقنها كه از سر بره و كبوتربچه و دنبه سازند ، سود دارد .
و اندر طعامها پيه مرغ و پيه بط و نان پيه آكند و با مغزها دهند و پياز بريان آزموده است .
باب هفتم از گفتار هفدهم از كتاب معالجات اندر بسته شدن خون اندر گرده و مجرى بول
علامات آن ، هر گاه كه بيكبار بازايستد و بول بدشوارى بيرون آيد و اندر مجارى تمدّد و گرانى تولّد كند ، نشان بسته شدن خون اندر گرده و مجرى بول باشد .
علاج آن ، يك مثقال مرّ اندر يك وقيه آب كرفس يا اندر سكنگبين ساده يا بزورى بدهند .
و يك مثقال قردمانا هم به آب كرفس ، گر با آب گرم بدهند و دو درم اظفار الطيب اندر آب گرم و دو درم حبّ البلسان هم اندر آب گرم و يك درم پنير مايهء خرگوش تا يك مثقال اندر نخوداب و يك مثقال غاريقون هم اندر نخوداب و يك مثقال زراوند طويل هم اندر آب گرم يا اندر سكنگبين خون بسته را بگشايد و سكنگبين پيوسته مجرى را پاك كند ، و اللّه اعلم .
باب هشتم از گفتار هفدهم از كتاب معالجات اندر قرحهء گرده و همهء آلتهاء بول
اسباب قرحه ، يا سببى از اسباب تفرق الاتصال باشد يا آماسى پخته شود و ريم كند يا رگى بطرقد و بسبب علاج ناصواب ، ريش گردد .
و علامت قرحه گرده ، درد اندر كمرگاه باشد و از منش گشتن و عسر البول خالى نباشد .
و اگر اندر مجريها بود ، درد اندر ناف و تهىگاه بود و بيغولهء ران .
و هنگام بيرون آمدن آب ، درد صعبتر شود ، و اطراف اندر بيشتر وقتها سرد باشد .
و اگر اندر مثانه بود ، درد اندر زهار و بن قضيب و بيغولهء ران ، و بول هيچ بىخون نباشد .
علاج آن ، اگر قرحه اندر گرده بود ، رگ باسليق بايد زد از آن دست كه نشان درد اندر آن جانب بود ، و علاج رويانيدن جراحت بايد كرد .
اگر مزاج گرم باشد قرحه را با آب تخمها و جلّاب پاك بايد كرد .
و اگر احتمال كند ، مغز تخمها با مغز تخم معصفر