مرده بيرون آيد ، بد باشد خاصّه اگر پيش از وقت انحطاط بيرون آيد و بيرون آمدن كرم بقى اندر هرحال كه باشد ، نشان آن باشد كه اندر معده ، اخلاط بد بسيارست .
باب دوم از گفتار پانزدهم از كتاب معالجات اندر علامات و علاج كرمان بزرگ
و حب القرع يعنى كدودانه علامات آن ، اما علامت كلى آنست كه شكم كمتر فرود آيد ، و ثفل سپيد و منش گشتن و خليدن رودها و پيچيدن ناف پديد آيد ، خاصه هنگام گرسنگى بسبب حركت كرمان .
و دندانها در خواب مىجراند ، و لعاب مىرود .
و به روز ، لبها خشك بود از بهر آنكه به روز ، رطوبتها تحليل پذيرد و بعضى غذاء كرمان شود ، از بهر آنكه سطح معده بسطح دهان پيوستست ، لبها خشك شود و به زبان تر مىكند .
و بدخو و ضجر باشد و زود گرسنه شود . و گاه باشد كه بسبب برآمدن بخار بر دماغ هذيان گويد .
و علامت خاصّهء كرمان دراز آنست كه آلتهاء طعام ضعيف باشد و بدان ماند كه اندر معده دغدغه و سوزشى است و رودها مىپيچد .
و گاه باشد كه رنج حركت ايشان ، خفقان و سرفهء خشك آرد و خواب و بيدارى به ترتيب نباشد ، و چشم برگشادن ، دشمن دارد و گاه چشم سرخ باشد و گاهى تيره .
و گاهى شكم برآيد همچون شكم خداوند استسقا .
و علامت خاصّهء حب القرع آنست كه هروقت ، يكيك از مردم جدا مىشود ، چنان كه معلومست .
و اگر مشكل گردد كه كرم هست يا نه ، درازست يا نوعى ديگر ، بيمار را اندر گرمابه برند و صبر كنند تا اندامهاء او گرم گردد و تشنه شود ، پس پارهء يخ بر شكم او مالند ، اگر بالاى ناف بلند شود و حركتى پديد آيد كرم دراز باشد ، و اگر فروسوى ناف بلند شود و حركتى پديد آيد ، حب القرع است .
علاج آن ، نخست اسباب تولد آن باز بايد داشت ، پس روده را از آنچه تولد كرده باشد از مادهء آن پاك بايد كرد بداروهاى كه بدان مخصوصست .
و اوليتر آن باشد كه دو روز شير تازه خورند و آن ساعت كه گرسنه باشند ، نخست پيش از دارو ، كبابى دو بمزند تا كرمان ببوى آن بجنبند و غذا جويند ، پس دارو با شير آميخته خورند .
و اگر نخست كارى كند كه در آن كار رنجى باشد چون رزمه بستن و چيزى گران برداشتن و نهادن ، پس كباب مىمزند پس دارو خورند ،