تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأغراض الطبية والمباحث العلائية ( فارسى ) — صفحة 464

مساهمون:

ص٤٦٤
روده ، سحج باشد نگاه كنند ، اگر خراطه پوستهاء كوچك است ، از رودهاء باريك بود و اين بتر بود خاصّه آنچه اندر رودهء صايم افتد ، از بهر آنكه صفرا كه از زهره بروده آيد ، نخست بدين روده آيد و صرف و زداينده و قوى باشد ، و اگر بزرگتر بود از رودهاء غليظست . و گاه باشد كه خون اندر شكم ببندد و اطراف ، سرد شود و شكم برآيد و غشى افتد چنان كه معلومست . امّا اگر سبب سحج ، بلغم شور بود ، بلغم اندر براز پديد آيد و باقراقر بود . و اگر اسهال خون كه نخست پديد آيد سياه باشد ، بد باشد ، علامت آن باشد كه آماس سرطانى متعفن گشاده شدست ، هلاك كند . و آنچه اندر آخر تبها افتد همچنين بد باشد ، خاصه اگر بوى ترش دهد و زمين را برجوشاند ، اگرچه قوّت برجاى بود . و اگر نيز اندر تندرستى افتد ، سخت بد باشد ، لكن اگر زمين برنجوشد و فضلهء سودا باشد كه مندفع مىشود ، اميد خير باشد . علاج آن ، اصل اندر علاج اين علت آنست كه طبيعت را و قوتهاء اندامها را خاصه قوّت روده را ، سبك بازدارند . و قوت غريزى را نگاه مىدارند بغذائى كه مادهء آن اندك بود و قوّت بسيار ، چون ماء اللحم ، از بهر آنكه از وى همه اندامها قوّت يابد و هيچ گرمى نكند و از ماندهء او چيزى اندك بروده رسد و آن را اثرى و گرانئى نباشد . و هرگاه كه قوت را بچنين غذا نگاه دارند ، از بسيارى علاجها مستغنى گردند و قوت اندامها برجاى بماند ، تا هر اندامى مادهء را كه نگاه بايد داشت نگاه دارد و آنچه دفع را شايد ، دفع كند ، و زردهء خايهء مرغ بماء اللحم نزديكست . و داروها نيز لطيف و سبك بايد ، و آن‌چنان باشد كه بحيلت قوت دارو بستانند و جرم دارو ندهند . و از قوّت دارو ، هر ساعت و اندك‌اندك مىدهند ؛ مثلا چيزهاء قابض چون گلنار و خرنوب و مانند آن نيم‌كوفته اندر صرّهء كنند و اندر آب آبى يا آبى كه موافق بود ، فرغار كنند و بمالند ؛ و لعابها چون اسبغول و لسان الحمل با آن يار كنند و بياميزند و هر ساعت اندك‌اندك مىدهند . اگر اندر ابتداء سحج ، چهار درم صمغ عربى كوفته اندر آب سرد حل كنند و بدهند كفايت بود . و عصارهء گل تر خوردن و حقنه كردن سود دارد و شراب سيب و شراب آبى و كشكاب كه حبّ الآس و اندكى آبى و تخم خشخاش اندر وى پخته باشند با گل سود دارد . و نيم درم ريوند چينى بروغن گل چرب كرده اندر آب سيب ، سود دارد ، و اگر تب نبود اندر شراب كهن آهن‌تاب كرده يا اندر دوغ سنگ‌تاب كرده . و قرص گل كه اندر قرافادين
الأغراض الطبية والمباحث العلائية ( فارسى ) — صفحة 464 | اسماعيل الجرجاني ( زين الدين )