باب اول از جزو اول از گفتار دوازدهم اندر يرقان زرد و اسباب و علامات و علاج آن
يرقان ، تغيير رنگ روى و سپيدى چشم و رنگ پوست همه تن را گويند ؛ و يرقان يا زرد باشد يا سياه .
و اسباب تولّد يرقان زرد ، بسيارى تولد صفرا بود اندر جگر ، و سدّه اندر منفذ بيرون آمدن صفرا از جگر يا اندر منفذ فرود آمدن صفرا بجانب روده از زهره ، يا بحران بيمارى گرم و تب محرقه يا آماس جگر .
و اگرچه تولّد يرقان از آماس هم بسبب سدّه بود كه منفذها از مادهء آماس بسته شود و صفرا گذر نيابد ، لكن از بهر آنكه سدّه بىآماس ، بسيار باشد ، آماس را سببى جداگانه شمرند .
و باشد كه بسبب آماس بيرونى يا بسبب سوء المزاج سرد ، مسام و منفذها منقبض شود و صفرا گذر نيابد و تحليل نيز نباشد ، و اين نوع بيشتر اندر زمستان و هنگام آمدن باد شمال افتد .
و امّا آنچه منفذها منقبض گردد و صفرا اندر جگر بماند ، بيشترى بسبب آماس جگر بود . و يرقان بحرانى اگر پيش از روز هفتم پديد آيد بد باشد ، ليكن اگر طبع با آن نرم گردد ، اوميدوارى بود .
علامات يرقان ، يرقان زرد كه سبب آن حرارت جگر و بسيارى تولّد صفرا بود ، علامت آن تشنگى است و طلخى دهان و زردى زبان و ضعف شهوت ، و بول و كفك آن رنگين .
و آنچه سبب آن سوء المزاج همه تن بود و خون بدان سبب اندر رگها صفرا مىشود ، علامت آن لاغر شدن و تب گرم و بثرها و خارش باشد اندر همه تن . و زردى بسياهى زند و بول و غايط رنگين بود و هرچند بول رنگينتر بود ، بهتر بود و نشان قوّت جگر و دفع كردن صفرا بود . و آنچه بحرانى بود روز بحران افتد و اندر ميان بيمارى حادّه افتد .
و آنچه از گزيدن حيوان زهرناك افتد ، سبب آن علامت آن بود .
علاج آن ، آنجا كه سبب سدّه و بسيارى صفرا بود ، نخست از دست راست ، رگ باسليق يا اسيلم بايد زد يا محجمه بر فروسوى كتف برابر جگر برنهادن و حجامت كردن . و بطبيخ بنفشه و خرماء هندو استفراغ كردن ، يا فلوس خيارشنبر اندر آب كسنه و آب عنب الثعلب حل كنند و بدهند .
و اگر حرارت آهستهتر باشد ، طبيخ هليله زرد دهند با طبيخ افسنتين .