آماس سپرز زايل شود .
گاه باشد كه بحران آماس سپرز برعاف بود .
و گاه بود كه اندر پس گوش آماسى كند صلب .
و گاه باشد كه آماس سپرز بجگر انتقال كند ، و گاه باشد كه آماس جگر بسپرز انتقال كند .
علامات آماس سپرز ، همه انواع آماس سپرز با گرانى بود و با درد كه از سوى چپ بحجاب و تا بشانهء دست و چنبر گردن برآيد .
و باشد كه دم زدن مضاعف شود همچون دم زدن بچگان اندر گريستن ، از بهر آنكه حجاب بسبب مزاحمت آماس ، يك حركت به دو بار تمام كند ، و لكن تا آماس عظيم نبود ، با حجاب آن مزاحمت نيوفتد .
و خون خداوند آماس سپرز رقيق باشد از بهر آنكه دردى خون ازو رفته بود .
و گاه بود كه زانو مطحول و پاى او گرم باشد ، از بهر آنكه فم معده با سپرز مشاركتى دارد بدان منفذ كه سودا از وى بفم معده انسان آيد ، و بسبب آمدن سودا ، معده طعام طلبد و مزاج او سرد شود و حرارت از وى به اطراف باز گردد و آن را نرم كند .
و اطراف سر و گوش نيز سرد باشد از بهر آنكه هر دو عضو ضعيفاند و سرما يابند .
و فرق ميان آماس و باد آنست كه آماس با گرانى بود ، و باد سبك بود و قراقر كند ، و هر گاه كه بمالند بآروغ برآيد . و بسيار بود كه بر ساقها بثرها برآيد و دندان بريزد و گوشت بن دندان خورده شود .
امّا سبب بثرهاء ساق ، خون گرم سودايى بود كه به اطراف ميل كند ، و سبب ريزيدن دندان ، بخارهاء بد باشد بسوى بالا برآيد .
علاج آماس سپرز علاج آماس سپرز بعلاج آماس جگر نزديكست و اندر علاج هر دو احتياط بايد كرد تا صلب نشود ، و داروهاء سپرز قوىتر از داروهاء جگر بايد و لطيف و معتدل بايد تا ماده را نسوزد .
در جمله دارو طلخ و تيز بايد با چيزى قابض با وى آميخته تا قوّت او نگاه دارد و به سركه تر بايد كرد .
و نخست آغاز علاج بفصد باسليق و حبل الذراع بايد كرد ، پس اسليم بايد زد ، پس بمطبوخ هليله استفراغ كردن ، و اندر مطبوخ گزمازو و كبر و تخم كشوث و غافث در بايد فزود .
و سحرگاه يك مثقال ايارج فيقرا و يك مثقال غاريقون ببايد داد ، و بامداد مطبوخ و دو درم غاريقون با دو وقيه سكنگبين ، سپرز را پاك كند .
و هر بامداد آب كرفس و آب عنب الثعلب ، با آب برگ بيد يا آب برگ سذاب يا آب برگ گز با سكنگبين سود دارد .
و اقراص ريوند
الأغراض الطبية والمباحث العلائية ( فارسى ) — صفحة 445
مساهمون: اسماعيل الجرجاني ( زين الدين )
ص٤٤٥