و فوّه از هر يكى درمىكوفته و بيخته ، شربت يك درم اندر شراب انگورى ، و هو اعلم .
گفتار يازدهم از كتاب سيم از كتاب معالجات از كتاب الاغراض الطبية اندر احوال بيماريهاء سپرز و علاج آن و اين گفتار سه بابست
باب اول از گفتار يازدهم از كتاب معالجات اندر فعل و خاصيّت سپرز
فعل سپرز ، سودا از خون جدا كردنست و بخويشتن كشيدن و مژهء آن را بگردانيدن و ترش كردن و غذاء خويش از آن برداشتن و هر روز نصيبى از آن بمعده فرستادن .
و تا مزاج سپرز معتدل باشد ، مزاج سودا اندر وى معتدل باشد ، مگر كه اندر جگر ، سوخته نباشد .
و منفعت سودايى معتدل بسيارست ، بنياد و محكمى همه تن و صبورى مردم بدان است ، و هرگاه كه از اعتدال بيرون شود ، مضرّتها تولّد كند و افعال او تباه شود .
و تباهى افعال او را سبب ، تغيّر احوال و قوّتهاء او بود .
اگر قوّت جاذبهء او ضعيف گردد سودا با خون باندامها رود و يرقان سياه و بهق سياه و كلف تولّد كند .
و اگر سبب ضعف قوّت ، سوء المزاج گرم باشد با جگر گرم ، جذام تولد كند .
و اگر قوت هاضمه ضعيف باشد سودا اندر وى گواريده نشود و از حال بگردد .
و اگر سخت ترش باشد و بمعده برآيد جوع البقرى تولّد كند .
و اگر بروده فرود آيد اسهال سودايى تولّد كند .
و اگر اندر يك اندام گرد آيد ، آماس سودايى و سرطان و ماليخوليا و داء الفيل و دوالى و بواسير تولد كند .
و اگر سودا سوخته شود و بمعده برآيد تا بروده فرود آيد ، ريش معده و ريش روده و اسهال سودايى تولد كند ، و علاج آن عسر باشد .
و اگر قوّت ماسكه ضعيف شود ، سودا ناگواريده بمعده آيد و منش گشتن و قى سودا تولّد كند .
و اگر بروده فرود آيد اسهال سودا تولد كند .
و اگر قوّت دافعه ضعيف باشد ، سودا از وى دفع نشود ، آماس گيرد و بزرگ شود .
و اگر مادهء آماس عفن گردد تبهاى سودايى تولّد كند و شهوت طعام ضعيف شود .
و اگر دافعه سخت ضعيف نباشد ، سودا اندك اندك از وى