تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأغراض الطبية والمباحث العلائية ( فارسى ) — صفحة 413

مساهمون:

ص٤١٣
با نخود و شبت و اندكى زيره بپزند تا مهرّا شود ، و گوشت از شوربا دور كنند ، و كبوتربچه و مرغ فربه در وى بپزند تا مهرّا شود ، و اندكى دارچينى و خولنجان و عود هندى گرفته درافكنند ، ازين شوربا چندانكه خواهد بدهند . و اگر شراب از انگور كوهى كرده باشند با وى بياميزند معده را گرم كند و ترشى خلط سودا از معده باز دارد . و علاج سپرز ، و داغ كردن آن سود دارد . و آنجا كه علامت سوء المزاج سرد ظاهر شود ، نخست قى فرمايند ، پس ايارج فيقرا دهند . و غذا ، كبك و تذرو و درّاج بريان‌كرده ، و شوربا كه ياد كرده آمد با زيره و كرويا و دارچينى و كمونى و سجزينا و دواء المسك و ترياق بزرگ سود دارد . و اگر طبع نرم باشد ، معجون كندر . و آنجا كه علامت سوء المزاج گرم و تحليل و تخلخل ظاهر شود ، روغن مورد طلى كنند ، و اندر آب سرد نشاندن و شراب ترشى ترنج و شراب ليمو دادن . و غذا مصوص و فسرد و هلام از گوشت گوساله و بطون گاو . و آنجا كه سبب ، نزلهء باشد منع آن و علاج آن بايد كرد . و آنجا كه سبب ، تولّد كرم باشد ، علاج اندر موضعش ياد كرده آيد .

باب دهم از گفتار نهم از كتاب معالجات اندر علت جوع البقرى

اين علّت را جوع البقرى از بهر آن گويند كه گاو را بسيار افتد ، و اين علّت از پس شهوت كلبى افتد و اين گرسنگى همه اندامها باشد و معده طعام نخواهد و طبع نرم باشد و رگها بدان سبب تهى گردد و قوّت برود و بيمار بيهوش مىگردد . و گاه باشد كه سبب بيهوش گشتن بيمار بلغم زجاجى باشد بىطعم ، فم معده را گرانى كند و مزاج او را تباه كند و قوّت جاذبه از كار باز دارد و شهوت را بميراند و بدان سبب اندامها گرسنه بماند ؛ و بسبب گرسنگى اندامها و ناخواستن معده طعام را ، قوت ساقط شود و غشى افتد . علاج آن ، علاج اين علّت مشكلست از بهر آنكه باستفراغ و پاك كردن معده حاجت افتد و ضعف و غشى از استفراغ باز دارد . تدبير صواب آنست كه قوّت نگاه دارند و تدبير آن كنند كه شهوت پديد آيد ، چنان كه اندر باب هفتم ياد كرده آمدست ازين گفتار . و ماء اللحم و سكباجى بدين صفت در حلق مىچكانند : بگيرند