تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأغراض الطبية والمباحث العلائية ( فارسى ) — صفحة 406

مساهمون:

ص٤٠٦
بگيرند حبّ البلسان و عود البلسان و سليخه و دارچينى و مصطكى و سنبل و اسارون و زعفران و بسباس و قرنفل و گوزبوّا از هر يكى يك مثقال ، غاريقون دو مثقال ، تربد ده درم ، سقمونياء مشوى دو مثقال ، زنجبيل دو درم ، همه بكوبند و ببيزند و به آب كرفس بسرشند و حب كنند ، و شربتى دو درم و نيم بود . و الله اعلم .

باب ششم از گفتار نهم از كتاب معالجات اندر معدهء بادناك و علامات و علاج آن

اسباب تولّد باد در معده دو چيز است : يكى طعام و شراب كه خورده شود ، دوم حال حرارت غريزى . امّا چون از جهت طعام و شراب باشد ، چنان باشد كه با جوهر طعام و شراب بادناكى باشد چون عدس و لوبيا و شراب نو و شراب شيرين غليظ ، يا طعامى كه در وى رطوبت بسيار باشد چون امرود و سيب و خياربادرنگ و جغرات . امّا آنچه از جهت حرارت غريزى باشد ، چنان باشد كه حرارت ضعيف باشد ، رطوبتها را نيك نتواند گواريد ، بخارها و بادها تولّد كند اندر معده و شكم بماند و قراقر و آروغ تولد كند . و بسيار باشد كه سبب بادها چيزى لطيف‌كننده باشد كه رطوبت را تحليل كند و بخارها و بادها انگيزد . و باشد كه اندر معده رطوبت غليظ باشد ، هرگاه كه معده از طعام خالى شود ، طبيعت روى بدان رطوبت آرد و تحليل كردن گيرد و بخار و هوا كه اندر فضاء معده و رودها باشد اندر حركت آيد و بادها تولد كند . و اين نوع بادها كه بحاصل آيد بطعامى كه خورده شود ساكن شود . و سبب علت مراقى اندر بيشتر وقتها سوء المزاج گرم باشد اندر معده و بخار انگيزانيدن آن ، و سدّه كه اندر منفذهاء باد افتد ، و باز داشتن سدّه آن بادها را از فرود آمدن بجانب رودها ، تا بدان سبب بجانب معده باز گردد و بعضى بآروغ ترش تحليل پذيرد و بعضى بجانب دماغ برآيد . و گاه باشد كه سبب تولّد بادها بيمارى سپرز و سوداوى سودا باشد . علامات آن ، فرق ميان نفخ سودايى و نفخى كه از طعامهاء ترىفزاى تولد كند آنست كه نفخ سودايى غليظ بود و طبع به آن خشك شود ، و از پس گواريدن طعام دردى اندر حوالى سپرز پديد آيد ؛ و نفخ ديگر با ترى دهان و نرمى پوست و اجابت طبع باشد ؛ و احوال و تدبيرهاء گذشته بر هريك گواهى دهد .