تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأغراض الطبية والمباحث العلائية ( فارسى ) — صفحة 353

مساهمون:

ص٣٥٣
و ماهى طريخ نمكسود بر آتش نهند تا سرخ شود و بسوزد پس آن را بكوبند ، يك جزو ازين ماهى و دو جزو گل سرخ بياميزند و بر آن موضع مىكنند . و اگر گوشت بن دندان كمتر شود ، بگيرند ، كندر ، و زراوند گرد و دم الاخوين و آرد كرسنه و بيخ سوسن راستار است ، بسركهء عنصل و انگبين بسرشند و طلى كنند . و اگر علت محكم باشد ، اقراص نوشادر با اقراص قلقند و زنگار به كار دارند تا خون بد پاك برود پس بگيرند برگ مورد و پوذنه دشتى و گلنار و گزمازو و مازوء سبز و عاقرقرحا و پوست انار ترش همه را نيم‌كوفته اندر سركه بپزند و بدان سركه ، مضمضه كنند تا گوشت سخت شود و جراحت برويد . و هرگاه كه علت پاك شود ، مرهم اسفيداج طلى كنند تا گوشت برآرد ، و بچيزهاء قابض كه ياد كرده آمدست مضمضه كنند ، تا گوشت نو ، سخت شود .

باب چهارم از جزو اول از گفتار پنجم از كتاب معالجات اندر سست شدن گوشت بن دندان و علاج آن

نخست ببايد آزد تا خون برود و ببايد مزيدن ، و آنچه برمىآيد مىانداختن و صبر كردن تا خون باز ايستد پس بآبها قابض كه اندر باب گذشته ياد كرده آمدست مضمضه كردن . و گل سرخ با اقماع و جفت بلوط و گلنار و حبّ الآس و خرنوب نبطى و سماق پاك كرده و سعد و دارپلپل راستار است بكوبند و ببيزند و اندر بن دندانها مىكنند .

باب پنجم از جزو اول از گفتار پنجم از كتاب معالجات اندر دميدگى دهان و بثرها و ريشها

سبب دميدگى و بثرها كه اندر دهان پديد آيد ، گرمى معده باشد و بخارها كه از وى برآيد و بتازى اين بثرات را قلاع گويند . و آنچه كهن گردد و به گوشت فرو شود آن را القروح الخبيثه گويند . و مادهء قلاع بعضى را خون باشد و بعضى را صفرا و بعضى را بلغم و بعضى را سودا . علامات آن ، آنچه خونى باشد سرخ باشد و با لعاب بسيار باشد و صفرايى ، بزردى ميل دارد و سوزان‌تر باشد و بلغمى ، سپيد باشد و آب دهان بسيار آيد و سوزش نباشد و سودايى ، سياه باشد و درد و سوزش اندك باشد . علاج آن ، اين عارض كودكان را بسيار
الأغراض الطبية والمباحث العلائية ( فارسى ) — صفحة 353 | اسماعيل الجرجاني ( زين الدين )