پخته باشند . و روغن قسط يا روغن سذاب گرم كرده اندر سر و صدغ او ماليدن سود دارد .
جالينوس مىگويد ، اندر علتهاء عصب ، جندبيذستر نافعتر است . و پلپل نيز عصب را گرم كند ، بسايند چون غبار و با روغن سذاب طلى كنند ، هيچ دارو اندرين باب با او برابر نيست .
قرنفل و وج خاييدن سود دارد . و الله اعلم .
باب پنجم از جزو پنجم از گفتار اوّل از كتاب معالجات اندر علة تشنج و علاج آن
تشنج سه نوع است :
يكى تشنج امتلايى است ، كه عصب و عضلهء عضوى پر شود و كوتاه گردد و بهم باز آيد ، و پهناء آن زيادت شود .
دوم تشنج خشك است ، كه عصبها و عضلها از رطوبت اصلى خالى گردد ، و اين از پس استفراغها و رنجها افتد .
سيم ، تشنج صرع ، چنان كه اندر باب صرع ياد كرده آمدست .
و مادهء تشنج امتلايى اندر بيشترى رطوبت باشد ، خون و سودا كمتر باشد .
و تشنج خونى آماس باشد ، و ماده اندر ميان ليفهاء عضله اندر آيد و جاى گيرد .
و گاه باشد كه مادهء تشنج باد باشد و بيشترى زود زايل شود .
اسباب تشنج ، بسيار باشد كه سبب تشنج ، بحران انتقال باشد ، و باشد كه بسبب ترسى و غمى عظيم ، روح به باطن باز گردد و عضلها بمتابعت روح تقاص كند كه تشنج پديد آيد . و اطفال را بسبب ترى و نازكى ، تشنج زود افتد ، چنان كه بسيار باشد كه بسبب خشكى طبع و بىخوابى و گريستن بسيار بود ، و بسبب تب گرم اندر تشنج افتند ؛ و بسبب آنكه قوت جگر ايشان قوى باشد و اخلاط عسر نباشد ، تشنج ايشان زودتر گشاده شود ، و از تشنج كه از پس تب گرم افتد ، بسيار هلاك شوند ، و از پس هفت سالگى تشنج كمتر افتد .
و ببايد دانست كه بسبب مشاركت رحم و مثانه و ديگر احشا با دماغ ، تشنج بسيار افتد ، از بهر آنكه آفت بخار بد ، بدماغ برآيد ، و تشنج كه بسبب كرم كدودانه افتد ازين نوع باشد .
علامات تشنج آنست كه رگها كشيده باشد و حركت اجزاء آن مختلف باشد . و تشنج امتلائى ، بيكبار افتد ، و تشنج خشك بتدريج افتد و بتدريج قوى گردد .
و تشنج كه بسبب مشاركت افتد ، الم آن عضو بر آن گواهى دهد ، و آنچ از پس جراحت افتد