و ترياك بزرگ كنند .
و امّا ترياق اربعه هر روز يك مثقال با سكنگبين عنصلى دهند يا اندر مطبوخ زوفا .
ثابت بن قره مىگويد ، مزاج را بمعجون نجاح بدل كنند يا بترياق ثمانيه ، شربت يك مثقال هر روز بدهند .
و اگر دو دانگ شحم حنظل با شربت مثروديطوس بسرشند و بدهند صواب باشد و شليثا با آب مرزنگوش در بينى چكانند .
صفة حب نافع ، بگيرند هليله كابلى و غاريقون و ايارج فيقرا ، از هر يكى يك درم و حب كنند و بدهند .
و اگر بخار از معده مىبرآيد ، قى فرمايند . و ايارج فيقرا پيوستهتر مىدهند .
و بر معده ضمادى ازين نوع برمىنهند : بگيرند گل سرخ ، سنبل ، قشور كندر ، مصطكى ، كوفته و بيخته به شراب بسرشند و بر معده مىنهند .
و اگر بخار از اطراف مىبرآيد ، بگيرند پلپل ، فرفيون ، خردل ، عسل بلاذر ، همه بسرشند و بر آن موضع نهند تا ريش گردد و مدتى بگذارند تا ماده از وى بپالايد ، پس جراحت برويانند .
و بسيارى خداوندان اين علت حكايت كردهاند و خبر داده كه اندر وقت صرع ايشان را آگاهى بودست كه چيزى چون باد سرد از پاى ايشان حركت كرده است و به بالا برمىآمده .
و هر گاه كه پيش از آنكه نوبت حركت آن بوده است ، ساق ايشان ببستهاند ، نوبت صرع اندر گذشته است يا سبكتر بودست .
و آنجا كه مادهء صرع از پس عضوى برآيد ، اگر آن عضو را داغ كنند ، يا ريش كنند نافع باشد .
و صرع كودكان ، از بسيارى رطوبت افتد ، اگر بتدبيرى موافق رطوبت ايشان كمتر كنند و از غذاهاى ترىفزاى باز دارند ، چون بالغ شوند زايل گردد ، باذن اللّه تعالى .
و بسيار باشد كه پس از بلوغ ، صرع افتد ، لكن بسبب حرارت قوت غريزى اگر بتدبير و علاج صواب بود ، زود زايل شود .
امّا آنچه از پس بيست و پنج سال افتد ، دشوار زايل شود .
باب چهارم از جزو چهارم از گفتار اوّل از كتاب معالجات اندر علة سكته
سكته ، علتى است كه ناگاه افتد و بيكبار افتد ، از بهر آنكه بيكبار راه قوت حسّ و حركت كه از دماغ باندامها مىرسد و راه قوت روح حيوانى كه از دل بسوى دماغ مىبرآيد ، بسته شود . و همه اندامها بىكار و بىخبر بماند ، و همه حاستها باطل شود ، و جز حركت دم زدن هيچ حركت ديگر نماند .
اسباب سكته ،