روز بيست و پنجم :
روز بحران نيست .
روز بيست و ششم :
روز بحران نيست .
روز بيست و هفتم :
روز بحران است ، و از پس بيست و چهارم ، هيچ روز بدين قوت نيست .
روز بيست و هشتم :
روز بحران نيست .
روز بيست و نهم :
روز بحران نيست .
روز سىام :
روز بحران نيست .
روز سى و يكم :
روز بحران نيست .
روز سى و دوم :
روز بحران نيست .
روز سى و سوم :
روز بحران نيست .
روز سى و چهارم :
روز بحران است .
روز سى و پنجم :
روز بحران نيست .
روز سى و ششم :
روز بحران نيست .
روز سى و هفتم :
روز بحران است .
روز سى و هشتم :
روز بحران نيست .
روز سى و نهم :
روز بحران نيست .
روز چهلم :
روز بحران است ، و هرچه پس ازين باشد ، ضعيف باشد .
اين است روزهاء بحران كه ياد كرديم ، و طبيب بايد كه اين جمله معلوم خود كند .
باب پنجم از گفتار پانزدهم از بخش اول از كتاب اغراض اندر ايام الانذار و احوال آن
ايام الانذار ايامى باشد كه اندر آن ايام اثرى از آثار دست يافتن طبيعت بر مادهء بيمارى ، يا اثرى از آثار عاجزى طبيعت از پزانيدن ماده و دفع آن پديد آيد .
و همچنانك دو لشگر مخالف ، حركت كنند ، نخست نعره و غبار برخيزد ، پس ظفر و هزيمت ظاهر گردد ، اندر ايام انذار بسبب كوشيدن طبيعت با مادهء بيمارى ، اثرى پديد آيد چون عرقى اندك يا صداعى يا خيالى پيش چشم همىآيد يا نفس تنگ مىشود ، يا گرمى و تاسه مىكند ، يا استفراغى اندك پديد آيد يا مانند اينها حالى و تمامت آن روز بحران باشد .
مثلا اگر اندر بيمارى حاده ، روز نخست اثر نضج پديد آيد ، تمامت آن روز چهارم باشد .
و اگر ماده سخت گرم باشد و سريع الحركة باشد ، بحران روز سيم بود .
و اگر آهسته باشد ، بحران روز پنجم كند .
و اگر روز انذار روز چهارم بود و بيمارى گرم بود ، بحران روز