تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادگار ( در دانش پزشكى و داروسازى ) ( فارسى ) — صفحة 84

مساهمون:

ص٨٤
گنجشك « 1 » و آهو و سرخى گوشت گوسفند و قليه و مرغ بريان و اسفيدباى نخود و دارچينى و گشنيز بر سر آن كرده ، اما آنچه زيان دارد سير و پياز است و عدس و آنچه از شير سازند و شيرينىهاى سخت شيرين و چربى بسيار و حرارت آفتاب و آتش و سرماى سخت و جماع بسيار و شراب تيره و نو و مقام بسيار اندر گرمابه و به خاصيت كرفس عظيم زيان دارد و نگاه كردن اندر چيزهاى گردوان و زود حركت و فلفل و خردل و مانند اين نيز عظيم زيان دارد « 2 » و ليكن دارچينى و انيسون و كرويا موافق بوده باشد كه اين علت از معده بود و منش گشتن و تا سه مقدّمه آن بود . علاج او « 3 » پاك كردن دماغ است به حب قوقايا و به حب ايارج . بدين صفت : بگيرند ايارج فيقرا يك درم ، خربق سياه دانگ و نيم ، شحم « 4 » حنظل دو دانگ ، غاريقون نيم درم ، سقمونيا دانگ و نيم و نيز باشد كه مادّه از اطراف به دماغ برآيد و مصروع حس حركت آن مادّه بيابد « 5 » چنان كه خبر دارد كه چيزى سرد از اطراف به بالا برآيد . علاج
هامش
( 1 ) . الف : بنجشك . ( 2 ) . ب : « و نگاه كردن . . . عظيم زيان دارد » ندارد . ( 3 ) . ب : بعد از « علاج او » آمده است : قى فرمودن است به شب و معده را به ايارج فيقرا پاك كردن است و به گوارش‌ها قوت دادن و باشد كه از دماغ باشد و خيره شدن چشم و شدن حواس مقدمه آن بود علاج » . ( 4 ) . ب : « شحم » ندارد . ( 5 ) . ب : « از ماده بايد » .