كنند و داروهاى كوفته « 1 » را بدان بسرشند . اين جمله ده شربت بود . غذا نخوداب و گنجشك « 2 » و مانند آن بخورند . و اللّه اعلم . « 3 »
باب 8 - اندر لقوه :
اين علت ناگاه پديد آيد و حسن ذوق و قوّت خوابيدن « 4 » با خلل گردد و بود كه مقدّمه فالج بود يا از آن سكته و گاه باشد كه اندر عضلههاى گردن آماس « 5 » پديد آيد و از جمله خناق بود و به تبع آن آماس لقوه تولّد « 6 » كند و هرگاه كه به شش ماه زايل نشود ، صلاح دشوار پذيرد و اندر لقوه تا چهار روز علاج قوى نشايد كرد از بهر آنكه خداوند علّت پر خطر باشد كه مفاجا بميرد و از پس « 7 » چهار روز از اين خطر بيرون آيد و اندر فالج نيز تا چهار روز علاج قوى نبايد كرد و اگر علّت سخت قوى بود تا هفت روز يا چهارده روز ، ليكن اگر طبع خشك بود پس از دو روز حقنه تيز بايد كرد و بعد از چهار روز ايارج فيقرا دهند و پودنه و زوفاى خشك و سعتر « 8 » اندر سركه پخته روى و مهره گردن بدان سركه مىمالند سخت نافع بود و خردل را در سركه بسايند و بدان طلا كنند به غايت نافع بود [ 19 - الف ] و پيوسته جوزبوا در دهان دارند ، خاصّه اندر جانب علّت و گوشت روباه يا گوشت
هامش
( 1 ) . ب : كوفته و نپخته .
( 2 ) . الف : بنجشك .
( 3 ) . الف : « و اللّه اعلم » ندارد .
( 4 ) . ب : خاييدن .
( 5 ) . ب : آماسى .
( 6 ) . ب : تلو .
( 7 ) . ب : « تا چهار روز . . . پس » ندارد .
( 8 ) . الف : سعت .