تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادگار ( در دانش پزشكى و داروسازى ) ( فارسى ) — صفحة 83

مساهمون:

ص٨٣

صفت آن :

بگيرند لبان و وج و سعد و دارفلفل و زنجبيل از هر يكى برابر ، جمله را به انگبين بسرشند و در خنبره كنند و چهل شبانه‌روز در ميان جو نهند و پس به كار دارند ، شربتى « 1 » دو درم و غذا قليه خشك و نخود آب [ الف - 18 ] به روغن جوزبوا « 2 » روغن مغز زردآلوى تلخ دهند نافع بود .

باب 5 - اندر سكته :

نخست پر مرغ به روغن سوسن يا روغن ديگر چرب كنند با ايارج فيقرا آلوده كنند و به حلق او فرو كنند تا باشد كه قى كند . پس به حقنه تيز علاج كنند و مهره‌هاى گردن و پشت او به روغن فرفيون گرم « 3 » كرده بمالند و ترياق بزرگ يا متروديطوس با يك مثقال انگزد يا جندبيدستر اندر ماء العسل حل كنند و به حلق او « 4 » فرو چكانند و مشك و جندبيدستر مىبويانند و نمك سوده گرم كرده بر سر او مىنهند و اگر گشاده شود تا بيست و چهار روز همين تدبير مىكنند و هر بامداد ماء الاصول مىدهند و غذا نخوداب و شورباى گنجشك « 5 » و كبوتر بچه دهند . « 6 »

باب 6 - اندر صرع :

اول غذاى او گوشت تذرو دهند و درّاج و
هامش
( 1 ) . الف : شربت . ( 2 ) . الف : جوزيا . ( 3 ) . الف : « گرم » ندارد . ( 4 ) . الف : « او » ندارد . ( 5 ) . الف : بنجشك . ( 6 ) . ب : « و غذا نخوداب و شورباى بنجشك و كبوتر بچه دهند » ندارد .