حقنهء ديگر از جهت آماس سرد اندر گرده :
بگيرند يك مشت [ الف - 13 ] برگ خسك و برگ كرم و برگ چگندر و برگ خطمى از هر يكى « 1 » يك دسته ، سبوس گندم يك مشت بزرگ اندر صرّهاى فراخ بسته و در آنجا افكنند . انجير بستى « 2 » سى عدد ، پرسياوشان يك مشت بزرگ ، تخم خيار و خيار بادرنگ و تخم خربزه از هريك ، يك مشت و نيم كوفته اندر دو من آب پخته كنند تا به نيمه باز آيد ، پس بپالايند و مقدار « 3 » پنجاه درم در هاون كنند و سه عدد زردهء خايهء مرغ خام برافكنند و بمالند و بيست درم روغن شير پخت با وى به كار برند چند كرّت « 4 » نافع بود .
فصل اندر صفت انواع مسهلات از داروها ريخته از حبها اندر تبها : و در همه بيماريهاى گرم ، آب انار ترش و شيرين با شير خشت موافق بود . بگيرند بيست عدد آلوى سياه ، پانزده عدد عنّاب دانه بيرون كرده و بيست درم خرماى هندى و پنج درم تخم كاسنى اندر يك من و نيم آب بپزند تا دو بهر برود و بپالايند و چهل درم شير خشت اندر پنجاه درم از اين مطبوخ « 5 » بيندازند « 6 » و بپالايند و بدهند يا « 7 » بگيرند
هامش
( 1 ) . ب : « يكى » ندارد .
( 2 ) . ب : ستمى .
( 3 ) . ب : مقدارى .
( 4 ) . ب : دفعه .
( 5 ) . ب : « و بپالايند و چهل . . . بيندازند » ندارد .
( 6 ) . الف : بگدازند .
( 7 ) . ب : تا .