تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادگار ( در دانش پزشكى و داروسازى ) ( فارسى ) — صفحة 56

مساهمون:

ص٥٦
چون گلشكر و مصطكى و اگر حقنه از جهت درد گرده و پشت و كمرگاه و سرين و حوالى آن بود بايد كه بيمار به قفا باز خسبد و سرين بر بالش نهد ، چنان كه سر و سينه او افراشته « 1 » باشد و سرين نيز بر بالش نهد ، چنان كه ميان پشت بر زمين باشد و اگر از جهت درد ناف و قولنج بود بايد كه بيمار بر زانو خسبد چنان كه شكم او آويخته باشد و بيمار بايد كه « 2 » خويش را نگاه دارد تا سرفه و عطسه و فواق نيفتد و حقنه از پنجاه مثقال كم يا « 3 » بيش نبايد و سخت سرد نبايد تا باد نكند و تا زود در كار آيد و سخت گرم نباشد به آن زودى « 4 » باز نگردد و غلبه « 5 » نبايد تا روده را آلوده نكند و سخت تنگ نباشد « 6 » تا فعل خويش تواند كرد .

صفت انواع حقنه‌ها :

سبوسات پخته و نطرون در وى حل كرده يك مثقال يا دو درم روده را پاك كند . چگندر تازه پاك كرده و جوشانيده پنجاه مثقال از طبخ او با ده درم روغن زيت بدين فعل وارد « 7 » كند و اندر حقنه خداوند تب [ ب - 12 ] نمك و بوره نشايد كرد ، ليكن از طبخ بنفشه و كشك جو بايد كرد ، بدين صفت : بگيرند بنفشه خشك بيست درم ، « 8 » كشك جو چهل درم ، آب دو من و نيم بپزند تا آب به مقدار سى
هامش
( 1 ) . الف : فراشته . ( 2 ) . ب : خويشتن . ( 3 ) . ب : و . ( 4 ) . ب : نباشد تا به زود . ( 5 ) . ب : غليظ . ( 6 ) . ب : نبايد . ( 7 ) . الف : « وارد » ندارد . ( 8 ) . ب : « و كشك جو بايد . . . بيست درم » ندارد .