تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادگار ( در دانش پزشكى و داروسازى ) ( فارسى ) — صفحة 296

مساهمون:

ص٢٩٦
پارسى چغندر خوانند . بهترين آن شيرين بود . ( اختيارات ص 228 ) .

حب الافاويه :

حب الافاويه الكثير الصبر ، جهت مرهء سودا و صفرا و بلغم متولده در معده و غثى كه از او عارض شود . دارچينى ، قصب الدزيره ، حب بلسان ، فقاح الاذخر ، سليخه ، قرفه از هريك ده اوقيه ، نيم كوب ساخته ، بيست و دو رطل آب باران در آن ريخته بپزند تا نصف باقى بماند ، بعد از آن صبر سقوطرى را يك رطل بگيرند و به اين آب بشويند و صاف كنند دو مرتبه يا سه مرتبه بشويند تا باقى نماند مگر ثفلى از صبر كه احتياج به او نباشد ، پس در آفتاب خشك كرده هريك از زعفران و مصطكى و مرصاف يك وقيه در او ريخته مثل نخود حب‌ها سازند ، بعد از آنكه به آب خمير كرده باشند ، قدر شربت 3 درم به آب گرم . ( تحفه ص 322 ) .

حب الآس :

به پارسى تخم مورد گويند . بهترين آن بستانى بود . ( اختيارات ص 110 ) . آس فارسى اسامى سريانى است و ريحان نيز نامند و نيز به سريانى كرلنفسا ، يعنى حصومت‌كننده با تن خود و به يونانى آس بستانى را ايارس و قيطس و به رومى مرسنين و به حبشى ازورا و به هندى ادهيره گويند و حب الآس را به كام و قطوس و عماد و بنگ آس را منطرو گويند . قيطس نيربنگ آس است . ( مخزن ص 87 ) ( و نيز نگاه كنيد به مورد ) .

حب البلسان :

تخم بلسان مصرى بود و آن به غير از مصر هيچ جاى ديگرى نرويد و صاحب منهاج سهو كرده است كه گفته آن هيوفاريقون است . ( اختيارات ص 107 ) .

حب الذهب :

اين موسوم به حب الصبر است از تركيب رئيس الفضلاست ، حسين بن عبد اللّه بن سينا جهت حفظ صحت و تنقيه اخلاط ثلاثه از سر و بدن و تنقيح سده و عسر النفس و درد پهلو و پشت پا و تندى باصره و هضم طعام و ادرار و رفع بخارها و بالجمله . . . و مغنى از جميع ادويه و قدر شربيش تا دو رطل ، صبر بيست رطل ، هليلج