ص 438 ) .
آماس روده
آماس كه به عربى آن را « ورم » گويند فزونى مادّهء ناطبيعى باشد اندر عضوى . ( اغراض الطبيّة ، ص 172 ) .
و آماس در عضوهاى مختلف بدن آشكار مىگردد مانند : آماس رحم ، آماس جگر ، آماس زبان ، آماس سپرز ، آماس معده ، آماس مثانه . ( ذخيره ، ص 561 ) ؛ ( اغراض ، صص 359 ، 438 ، 491 ) .
آماس زبان
باد كردن زبان است و جرجانى گويد كه اگر كسى را افيون دهند و يا سماروغ خورد زبان بياماسد . ( اغراض ، ص 359 ) . ( سماروغ گياهى است كه در شورهزار رويد ) منجيك ترمذى گفته است :
ياد نيارى بهر بهارى جدّت * توبره برداشتى شدى به سماروغ
لغت فرس ، ص 134 .
آماس سرد
علامت آماس سرد آن است كه ضربان نكند و برنگ سپيد و به لمس سرد بود . ( ذخيره ، ص 530 ) .
آماس قضيب
جرجانى فصلى را تحت عنوان : اندر آماسها و ريشها و خارش قضيب و خايه آورده است . ( ذخيره ، ص 530 ) .