تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادگار ( در دانش پزشكى و داروسازى ) ( فارسى ) — صفحة 140

مساهمون:

ص١٤٠
بود و قوّت ضعيف و زود گرسنه شود و بىطاقت گردد از بهر آنكه غذاى او كرمان بخورند و روده او را مزيدن گيرند بدين سبب پيچش ناف و منش گشتن پديد آيد . علاج : بگيرند ترمس و برنگ كابلى مقشّر و سرخس و قنبيل از هر يكى پنج درم شربت پنج درم « 1 » اندر شير تازه در حال گرسنگى بدهند و بگيرند برنگ « 2 » كابلى مقشّر هفت درم . به ورق مكّه خرما و جوز مغز « 3 » از هر يكى هفت درم بكوبند و بسرشند اين جمله يك شربت بود به وقت خواب بخورند و بخسبند بامداد استفراغ نيكو كند و شب ديگر يك شربت اياره فيقراى عسلى دهند [ الف - 29 ] تا روده را از قى « 4 » پاك كند و اگر زود « 5 » پديد مىآيد پس از استفراغ يك هفته هر بامداد چهار درم آبكامه بخورند به ناشتا و از حب « 6 » كدو دانه بگيرند طباشير يك درم ، گل سرخ يك درم ، زاگ بلور نيم درم ، بسايند و بخورند . حبّ القرع را مجرّب است بگيرند قنبيل « 7 » برنگ كابلى ، صابون رقى جوز مغز « 8 » كهنه و خرما از هر يكى دو درم اين مجموع يك شربت بود و از جهت كرم خرد بگيرند صبر و زهره گاو و آب پودنه « 9 » راستا راست
هامش
( 1 ) . الف : « شربت پنج درم » ندارد . ( 2 ) . ب : فوفل . ( 3 ) . ب : مغز جوز . ( 4 ) . ب : باقى . ( 5 ) . ب : زود زود . ( 6 ) . ب : جهت . ( 7 ) . ب : قبليل . ( 8 ) . ب : « مغز » ندارد . ( 9 ) . ب : پودينه .