تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادگار ( در دانش پزشكى و داروسازى ) ( فارسى ) — صفحة 138

مساهمون:

ص١٣٨
ارمنى و زيره كرمانى و فطر اساليون و زنجبيل و فلفل سفيد « 1 » از هر يكى دوازده درم [ ب - 28 ] سقمونيا پنج درم ، خرماى هندى دانه بيرون كرده ده درم ، مغز بادام شيرين سپيد كرده ، برگ سداب « 2 » خشك از هر يكى ده درم خرما اندر سركه تر كنند يك شبانه روز و جدا بكوبند و مغز بادام جدا نرم بكوبند و داروهاى ديگر كوفته و بيخته جمع كنند و به انگبين مصفّى بسرشند شربت از سه درم تا چهار درم .

صفت سفرجلى مسهل كه قولنج بگشايد و منش گشتن باز دارد .

بگيرند آبى پاك كرده را و از دانه جدا كرده نيم من انگبين مصفّى ، يك من آبى را اندر خل خمير « 3 » يا اندر شراب انگورى بپزند و از وى برآرند و بنهند « 4 » تا ترى سركه از وى جدا شود و پس اندر هاون چوبين بكوبند و به انگبين بياميزند و بگيرند زنجبيل و دارفلفل از هر يكى چهار درم دارچينى دو درم هال « 5 » و قاقله و زعفران از هر يكى سه درم ، مصطكى پنج درم ، سقمونيا ده درم ، تربد سى درم ، بكوبند و بپزند و به انگبين و آبى پخته بسرشند شربت چهار درم .

صفت سفرجلى مسهل تابستانى محرور را شايد بگيرند سقمونيا دو درم ،

تربد ده درم ، مغز تخم خيار « 6 » و مغز تخم « 7 » كدوى شيرين از هر
هامش
( 1 ) . ب : بلبل و سنبل . ( 2 ) . الف : سنداب . ( 3 ) . ب : خمر . ( 4 ) . ب : بوى . ( 5 ) . ب : هار . ( 6 ) . الف : خيا . ( 7 ) . ب : « تخم » ندارد .