شربت « 1 » دو دانگ در آب گرم .
قولنج كه از خشكى ثفل بود
نشان اين نوع آن است كه نخست طبع باز گرفته شود « 2 » و پس درد پديد آيد . علاج حقنه نرم كند « 3 » و غذا و مسكه و شكر دهند و تخم كتّان و حبّ الرّشاد بجوشانند و لعاب آن بگيرند « 4 » بيست درم از اين لعاب و ده درم ترنگبين با شكر سرخ يا « 5 » فانيد در وى گذارند و ده درم روغن شير خشت « 6 » بر وى كنند و بياميزند هر روز دو كرّت اين شربت بدهند .
ايلاوس
اين نوع قولنج آن است كه بيمار قى مىكند و باشد كه ثفل به قى برآيد و سخت مشكل باشد اگر سبب قولنج آماس باشد اول چيزى گرم دهند و بگيرند سيماب زنده ده درم يا ده مثقال و بشويند و بيمار را چيزى آشاميدنى « 7 » چرب دهند و سيماب زنده به دو دهند تا بخورد و شكم او را بجنبانيده خاصيت سيماب آن است كه بلغزد و بگذرد و اندر « 8 » گذر رودهها راست مىكند و راه مىگشايد و اگر به معجون راحت « 9 » و حبّ الافاويه كار برآيد غنيمت بود .
صفت تمرى كه قولنج را و باز گرفتن كمر را بگشايد .
بگيرند بوره
هامش
( 1 ) . ب : « شربت » ندارد .
( 2 ) . ب : شود .
( 3 ) . ب : بايد كرد .
( 4 ) . الف : بگير .
( 5 ) . ب : بادانيد .
( 6 ) . الف : بخت .
( 7 ) . ب : آشاميدن .
( 8 ) . ب : « اندر » ندارد .
( 9 ) . ب : راحب .